مانيتورينگ ضربان قلب نوزاد يك راه براي كنترل سلامت نوزاد در حين زايمان است. با گوش دادن يا ثبت ضربان قلب اميد مي رود نوزاداني را كه با كمبود اكسيژن مواجه شده اند (هيپوكسي) را شناسايي كرده و آنها را سزارين كرده يا از ابزارها براي تولد واژينال براي آنها استفاده شود. ضربان قلب نوزاد را مي توان به صورت متناوب با استفاده از يك گوشي مامايي مدل Pinard ( يك ابزار مخصوص شيپور مانند) يا با استفاده از يك وسيله دستي داپلر كنترل كرد.
با استفاده از دستگاه CTG نيز مي توان ضربان قلب را مداوما چك كرد. اين شيوه كنترل مداوم CTG مانيتورينگ الكترونيكي جنين (EFM) نيز ناميده ميشود. اين شيوه ضربان قلب نوزاد و انقباضات زايمان مادر را بر روي كاغذ ثبت مي كند. اگرچه CTG مداوم يك ثبت كتبي ارائه مي دهد، اما سبب ميشود زن نتواند در حين زايمان حركتي داشته باشد. اين يعني زن نمي تواند موقعيت خود را آزادانه تغيير دهد يا از حمام براي كمك به راحتي و كنترل در طول زايمان استفاده كرد. همچنين به اين معنا است كه برخي منابع بر نياز به تفسير مداوم CTG متمركز هستند و نه نيازهاي يك زن در حين زايمان.
در اين بازبيني 13 آزمايش بر روي 37000 زن گنجاندده شده است.

كه در آنها مانيتورينگ مداوم با CTG با گوش دادن به ضربان قلب با گوشي مقايسه شده اند. اغلب آزمايشات با كيفيت نبوده و در اين بازبيني يك آزمايش بزرگ با كيفيت بر روي 13000 زن كه مراقبت يك يه يك در حين زايمان دريافت كرده بودند غالب بود. در اين آزمايش كيسه آب به صورت مصنوعي پاره شده (آمنيوتومي) و از آكسي توسين براي تحريك انقباضات در حدودا يك سوم زنان استفاده شد.

روي هم رفته تفاوتي در تعداد نوزاداني كه در حين زايمان يا زمان كوتاهي بعد از زايمان فوت كردند (حدودا يكي از هر 300 نوزاد) وجود نداشت. تشنج هاي نوزادي نادر بوده (حدود يكي از هر 500 تولد) اما زماني كه از CTG براي كنترل ضربان قلب نوزاد استفاده شد احتمال وقوع آن باز هم كمتر شد.
در وقوع فلج مغزي تفاوتي نبود با اين وجود، ديگر تاثيرات بلند مدت ممكن كاملا ارزيابي نشده و نياز به تحقيقات بيشتري داشت. كنترل مداوم به افزايش قابل توجه سزارين و استفاده ابزاري در ولد واژينال منجر شد. هر دو شيوه براي مادر ريسك دارند اگرچه نتايج منفي به طور خاص در اين تحقيقات بررسي نشده اند