آگاهي و اقداماتي كه مي تواند به نجات يك زندگي كمك نمايد

خودكشي يك تراژدي است. يك زندگي را از بين برده و سبب تخريب خانواده، دوستان و كساني كه او را دوست داشتند ميشود. كساني كه از يك اقدام براي خودكشي زنده مي مانند ممكن است بعد از آن مجبور شوند با يك ناتواني جدي يا آسيبهاي ديگر پس از آن به حيات خود ادامه دهند. كودكان فردي كه در نتيجه خودكشي از دنيا مي رود خيلي احتمال دارد كه بعدها خود نيز دست به خودكشي بزنند. با چنين عواقب وخيمي چرا براي اين تصميم شوم ارجحيت مرگ بر زندگي را مي گيرند.

اين پرسشي است كه دهها دانشمندان به دنبال پاسخ دادن به آن هستند. وقتي ما در حالت خودكشي قرار داريم، به نحوي گزينهاي پيش روي خود را مي بنديم. مرگ را تنها راه حل مي دانيم. حقيتا نمي توانيم به گزينهاي ديگر فكر كنيد. علم پشت اين واقعه چگونه است؟ چه اتفاقي درمغز مي افتد كه سبب ميشود آدمها اين گونه ناكارآمد فكر كنند.

فقط 20 سال قبل اطلاعات كمي در مورد بيولوژي خودكشي در دست بود. اما تحقيقات جديد به باز شدن راههاي جديد براي بررسي علل ايجاد كننده خودكشي كمك كرده اند. اگرچه دانشمندان هنوز دارند بر روي جزئيات بيولوژيكي آن كار مي كنند اما سرنخ هاي بسياري براي افراديكه بيشتر در معرض افكار و اقدام به خودكشي هستند را كشف كرده اند.

شناسايي كساني كه در خطر خودكشي هستند الزامي است. خودكشي دهمين عامل مرگ و مير در كشورهاي توسعه يافته بوده و سومين عامل مرگ و مير در ميان نوجوانان است. بيش از نيمي از آنها خودكشي با اسلحه گرم بوده است.

خودكشي براي هر سن و جنسيت و قوميتي ممكن است. اقدام به خودكشي در زنان بيش از مردان است اما احتمال اينكه در نتيجه خودكشي از بين بروند در مردان بيشتر است. دليلش اين است كه مردان شيوه هاي مرگ آورتري مثل اسلحه گرم يا خفگي را انتخاب مي كنند.

مردان مسن از گروههاي پر خطر هستند. درواقع، مردان سفيد پوست 85 ساله و بالاتر 4 برابر بالاتر از ميانگين كل اقدام به خودكشي دارند.

خودكشي همچنين در ميان افرادي كه اختلالات خاص ذهني از جمله شيزوفرنيا و اختلال دوقطبي دارند بيشتر است. بيش از نيمي از كساني كه در نتيجه خودكشي از بين مي روند دچار افسردگي بوده اند. ديگر عوامل خطر عبارتند از تلاش قبلي براي خودكشي،  سابقه خودكشي در خانواده، سوء مصرف مواد يا داشتن اسلحه يا ديگر سلاحهاي گرم در خانه.

در گذشته بسياري از دانشمندان اعتقاد داشتند كه خودكشي يكي از عوارض جانبي وحشتناك اختلالات ذهني ديگر است. اما چرا فقط بخش كمي از افراد مبتلا به افسردگي يا ديگر بيماريهاي روحي اقدام به خودكشي مي كنند؟ شواهد فزاينده اي نشاني مي دهند كه چيزي منحصر به فردي در بيولوژي آنها وجود دارد كه آنها را بيشتر در لبه تيغ قرار مي دهد.

دانشمندان سيستم هاي بسياري را در مغز يافتند كه د ركساني كه خودكشي مي كنند از بين رفته اند مخصوصا در قسمت جلو بالاي چشم كه قشر پيشين حدقه اي ناميده ميشود. اين قسمت ازمغز در جلوگيري از بروز رفتارهايي كه خطرساز هستند مثل عدم توانايي در بازداري از كشتن خود نقش دارد.

دانشمندان در طول دهه ها مطالعات دقيقي بر روي ساختار و بيولوژي مغز هزاران قرباني خودكشي انجام داده اند. آنها دريافتند كه مناطق خاصي از مغز در كساني كه خودكشي مي كنند، سلولهاي عصبي كمتري دارند و و گيرنده هاي نوروترانسمیترها (انتقال دهنده هاي عصبي) را تحريك مي كنند. ناهنجاريهاي مربوط به نوروترانسمیتر سروتنين در بسياري از تحقيقات به خودكشي ربط داشته است. دانشمندان هنوز نفهميده اند كه آيا اين جريانات سروتونين مستقيما به خودكشي كمك مي كند يا به احتمال بيشتر اگر سروتونين بخشي از يك مسير شيميايي پيچيده باشد به خودكشي منجر ميشود. دانشمندان معتقدند كه سروتونين نقشي كليدي در افسردگي و واكنش به استرس و تروما (آسيبهاي روحي) دارد.

استرس و تروما نقش مهمي در خودكشي ايفا مي كنند مخصوصا استرس در كودكي. چندين تيم تحقيقاتي شواهدي مبني بر تجربه هايي دركودكي كه سبب آسيب رواني شده اند مثل سوء استفاده يا خشونت يافته اند كه سبب برجسب دار شدن ژنهاي خاصي در مغز شده اند. اين برچسب ها كه "نشانگرهاي اپي ژنتيكي" ناميده ميشوند در واقع مولكولهايي هستند كه به ژنها مي چسبند . آنها مي توانند تاثيري هميشگي بر فعال يا غير فعال بودن ژنها داشته باشند.

در برخي از تحقيقات نشان داده شده است كه قربانيان خودكشي كه در كودكي مورد سوء استفاده قرر گرفته اند نشانگرهاي اپي ژنتيكي منحصر به فردي بر روي ژنهاي خاص دارند. اين نشانگرها در قربانيان خودكشي كه در كودكي سابقه اي از سوء استفاده نداشتند يا در كساني كه در تصادفات جان خود را از دست داده اند ديده نشد. تحقيقات بيشتر در نحوه تاثيرگذاري ژنها و ريسك خودكشي مي تواند فرصتهاي بيشتري براي نوآوريهاي اوليه فراهم آورد.

هدف شيوه هاي كنوني در درمان و پيشگيري از خودكشي عموما تسكين بيماريهاي رواني و ديگر فاكتورهاي خطر همراه آن است. اگر بر روي ايجاد حس خوب در كساني كه اختلالات رواني دارند تمركز كنيد، كه تا جايي كه بتوانند زندگي را به خوبي اداره كنند يا افكار خودكشي را در آنها كاهش دهيد، مي توانيد تا حد زيادي خودكشي را در كل كاهش دهيد.

داروهايي مثل داروهاي ضدافسردگي و ضد روان پريشي مي توانند كمك كننده باشند. روان درماني يا "گفتگو درماني" نيز مي تواند موثر باشد. يك شيوه كه رفتار درماني شناختي ناميده ميشود مي تواند به افراد در آموختن شيوه هاي جديد برخورد با موقعيتهاي استرس زا كمك كند. در اين شيوه آموزش داده ميشود كه در زمان اوج گيري افكار خودكشي به اقدامات جايگزين فكر شود.

يكي از موثرترين ابزارها براي پيشگيري از خودكشي شناخت علائم هشدار دهنده و اقدام سريع براي درمان فرد است. يكي از بزرگترين نشانه هاي احتمال خودكشي زماني است كه فرد شروع به صحبت در مورد خودكشي مي كند. ما قبلا فكر مي كرديم كه صحبت كردن در مورد خودكشي يعني فرد قصد ندارد كه آن را انجام دهد در حالي كه برعكس اين است. ديگر علائم هشدار دهنده عبارتند از دست كشيدن از انجام كارهاي روزمره، تغيير د رحالات روحي يا تغيير در الگوي خواب.

اگر كسي در مورد خودكشي با شما صحبت كرد آن را ناديده نگيريد. مي توانيد مستقيما از او بپرسيد كه آيا تاكنون به آسيب رساندن به خودش فكر كرده است يا خير. اغلب افراد صادقانه جواب مي دهند و اين سوال خود سبب نميشود كه فرد به طرف خودكشي هل داده شود.

انتخابهاي آگاهانه

علائم هشدار دهنده خودكشي

صحبت كردن در مورد آرزوي مرگ

گشتن فعالانه به دنبال راههايي براي كشتن خود

صحبت كردن در مورد احساسات نااميد كننده يا نداشتن هدف

صحبت كردن در مورد احساس گير افتادن در يك موقعيت يا درد غير قابل تحمل .

سوء مصرف الكل يا مواد

داشتن اضطراب يا حس برانگيختگي يا بي قراري

مشكل داشتن در خوابيدن

انزوا طلبي

داشتن نوسانات روحي شديد

كنار گذاشتن متعلقات مثل اشياء با ارزشآگاهي و اقداماتي كه مي تواند به نجات يك زندگي كمك نمايد

خودكشي يك تراژدي است. يك زندگي را از بين برده و سبب تخريب خانواده، دوستان و كساني كه او را دوست داشتند ميشود. كساني كه از يك اقدام براي خودكشي زنده مي مانند ممكن است بعد از آن مجبور شوند با يك ناتواني جدي يا آسيبهاي ديگر پس از آن به حيات خود ادامه دهند. كودكان فردي كه در نتيجه خودكشي از دنيا مي رود خيلي احتمال دارد كه بعدها خود نيز دست به خودكشي بزنند. با چنين عواقب وخيمي چرا براي اين تصميم شوم ارجحيت مرگ بر زندگي را مي گيرند.

اين پرسشي است كه دهها دانشمندان به دنبال پاسخ دادن به آن هستند. وقتي ما در حالت خودكشي قرار داريم، به نحوي گزينهاي پيش روي خود را مي بنديم. مرگ را تنها راه حل مي دانيم. حقيتا نمي توانيم به گزينهاي ديگر فكر كنيد. علم پشت اين واقعه چگونه است؟ چه اتفاقي درمغز مي افتد كه سبب ميشود آدمها اين گونه ناكارآمد فكر كنند.

فقط 20 سال قبل اطلاعات كمي در مورد بيولوژي خودكشي در دست بود. اما تحقيقات جديد به باز شدن راههاي جديد براي بررسي علل ايجاد كننده خودكشي كمك كرده اند. اگرچه دانشمندان هنوز دارند بر روي جزئيات بيولوژيكي آن كار مي كنند اما سرنخ هاي بسياري براي افراديكه بيشتر در معرض افكار و اقدام به خودكشي هستند را كشف كرده اند.

شناسايي كساني كه در خطر خودكشي هستند الزامي است. خودكشي دهمين عامل مرگ و مير در كشورهاي توسعه يافته بوده و سومين عامل مرگ و مير در ميان نوجوانان است. بيش از نيمي از آنها خودكشي با اسلحه گرم بوده است.

خودكشي براي هر سن و جنسيت و قوميتي ممكن است. اقدام به خودكشي در زنان بيش از مردان است اما احتمال اينكه در نتيجه خودكشي از بين بروند در مردان بيشتر است. دليلش اين است كه مردان شيوه هاي مرگ آورتري مثل اسلحه گرم يا خفگي را انتخاب مي كنند.

مردان مسن از گروههاي پر خطر هستند. درواقع، مردان سفيد پوست 85 ساله و بالاتر 4 برابر بالاتر از ميانگين كل اقدام به خودكشي دارند.

خودكشي همچنين در ميان افرادي كه اختلالات خاص ذهني از جمله شيزوفرنيا و اختلال دوقطبي دارند بيشتر است. بيش از نيمي از كساني كه در نتيجه خودكشي از بين مي روند دچار افسردگي بوده اند. ديگر عوامل خطر عبارتند از تلاش قبلي براي خودكشي،  سابقه خودكشي در خانواده، سوء مصرف مواد يا داشتن اسلحه يا ديگر سلاحهاي گرم در خانه.

در گذشته بسياري از دانشمندان اعتقاد داشتند كه خودكشي يكي از عوارض جانبي وحشتناك اختلالات ذهني ديگر است. اما چرا فقط بخش كمي از افراد مبتلا به افسردگي يا ديگر بيماريهاي روحي اقدام به خودكشي مي كنند؟ شواهد فزاينده اي نشاني مي دهند كه چيزي منحصر به فردي در بيولوژي آنها وجود دارد كه آنها را بيشتر در لبه تيغ قرار مي دهد.

دانشمندان سيستم هاي بسياري را در مغز يافتند كه د ركساني كه خودكشي مي كنند از بين رفته اند مخصوصا در قسمت جلو بالاي چشم كه قشر پيشين حدقه اي ناميده ميشود. اين قسمت ازمغز در جلوگيري از بروز رفتارهايي كه خطرساز هستند مثل عدم توانايي در بازداري از كشتن خود نقش دارد.

دانشمندان در طول دهه ها مطالعات دقيقي بر روي ساختار و بيولوژي مغز هزاران قرباني خودكشي انجام داده اند. آنها دريافتند كه مناطق خاصي از مغز در كساني كه خودكشي مي كنند، سلولهاي عصبي كمتري دارند و و گيرنده هاي نوروترانسمیترها (انتقال دهنده هاي عصبي) را تحريك مي كنند. ناهنجاريهاي مربوط به نوروترانسمیتر سروتنين در بسياري از تحقيقات به خودكشي ربط داشته است. دانشمندان هنوز نفهميده اند كه آيا اين جريانات سروتونين مستقيما به خودكشي كمك مي كند يا به احتمال بيشتر اگر سروتونين بخشي از يك مسير شيميايي پيچيده باشد به خودكشي منجر ميشود. دانشمندان معتقدند كه سروتونين نقشي كليدي در افسردگي و واكنش به استرس و تروما (آسيبهاي روحي) دارد.

استرس و تروما نقش مهمي در خودكشي ايفا مي كنند مخصوصا استرس در كودكي. چندين تيم تحقيقاتي شواهدي مبني بر تجربه هايي دركودكي كه سبب آسيب رواني شده اند مثل سوء استفاده يا خشونت يافته اند كه سبب برجسب دار شدن ژنهاي خاصي در مغز شده اند. اين برچسب ها كه "نشانگرهاي اپي ژنتيكي" ناميده ميشوند در واقع مولكولهايي هستند كه به ژنها مي چسبند . آنها مي توانند تاثيري هميشگي بر فعال يا غير فعال بودن ژنها داشته باشند.

در برخي از تحقيقات نشان داده شده است كه قربانيان خودكشي كه در كودكي مورد سوء استفاده قرر گرفته اند نشانگرهاي اپي ژنتيكي منحصر به فردي بر روي ژنهاي خاص دارند. اين نشانگرها در قربانيان خودكشي كه در كودكي سابقه اي از سوء استفاده نداشتند يا در كساني كه در تصادفات جان خود را از دست داده اند ديده نشد. تحقيقات بيشتر در نحوه تاثيرگذاري ژنها و ريسك خودكشي مي تواند فرصتهاي بيشتري براي نوآوريهاي اوليه فراهم آورد.

هدف شيوه هاي كنوني در درمان و پيشگيري از خودكشي عموما تسكين بيماريهاي رواني و ديگر فاكتورهاي خطر همراه آن است. اگر بر روي ايجاد حس خوب در كساني كه اختلالات رواني دارند تمركز كنيد، كه تا جايي كه بتوانند زندگي را به خوبي اداره كنند يا افكار خودكشي را در آنها كاهش دهيد، مي توانيد تا حد زيادي خودكشي را در كل كاهش دهيد.

داروهايي مثل داروهاي ضدافسردگي و ضد روان پريشي مي توانند كمك كننده باشند. روان درماني يا "گفتگو درماني" نيز مي تواند موثر باشد. يك شيوه كه رفتار درماني شناختي ناميده ميشود مي تواند به افراد در آموختن شيوه هاي جديد برخورد با موقعيتهاي استرس زا كمك كند. در اين شيوه آموزش داده ميشود كه در زمان اوج گيري افكار خودكشي به اقدامات جايگزين فكر شود.

يكي از موثرترين ابزارها براي پيشگيري از خودكشي شناخت علائم هشدار دهنده و اقدام سريع براي درمان فرد است. يكي از بزرگترين نشانه هاي احتمال خودكشي زماني است كه فرد شروع به صحبت در مورد خودكشي مي كند. ما قبلا فكر مي كرديم كه صحبت كردن در مورد خودكشي يعني فرد قصد ندارد كه آن را انجام دهد در حالي كه برعكس اين است. ديگر علائم هشدار دهنده عبارتند از دست كشيدن از انجام كارهاي روزمره، تغيير د رحالات روحي يا تغيير در الگوي خواب.

اگر كسي در مورد خودكشي با شما صحبت كرد آن را ناديده نگيريد. مي توانيد مستقيما از او بپرسيد كه آيا تاكنون به آسيب رساندن به خودش فكر كرده است يا خير. اغلب افراد صادقانه جواب مي دهند و اين سوال خود سبب نميشود كه فرد به طرف خودكشي هل داده شود.

انتخابهاي آگاهانه

علائم هشدار دهنده خودكشي

صحبت كردن در مورد آرزوي مرگ

گشتن فعالانه به دنبال راههايي براي كشتن خود

صحبت كردن در مورد احساسات نااميد كننده يا نداشتن هدف

صحبت كردن در مورد احساس گير افتادن در يك موقعيت يا درد غير قابل تحمل .

سوء مصرف الكل يا مواد

داشتن اضطراب يا حس برانگيختگي يا بي قراري

مشكل داشتن در خوابيدن

انزوا طلبي

داشتن نوسانات روحي شديد

كنار گذاشتن متعلقات مثل اشياء با ارزش