افسردگي

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

در گذشته ، شناخت كمي نسبت به بيماري  افسردگی وجود داشت و ابتلا به آن له منزله يك ننگ ناگوار اجتماعی قلمداد ميشد. با این حال ، افسردگی به طور شايعي رخ می دهد ؛ خطر ابتلا به افسردگي عمده  در طول زندگی یک فرد تا 12 درصد برای مردان و 25 درصد برای زنان است. اين بيماري مردم را در تمام رده های سنی، از جمله کودکان تا بزرگسالان را درگير مي كند.

افسردگی یک بیماری قابل درمان است. روان درمانی (مشاوره) ، درمان دارويي و درمان های دیگر می تواند نشانه ها را کاهش داده و به افراد مبتلا به افسردگی براي بازگشت به زندگی غنی و پربار کمک كند. درمان در کسانی که مایل به مشارکت و همكاري هستند، موفقيت آميزتر است.
 

علت افسردگی

پژوهش ها به  روشن کردن اساس زیستی پیچیده افسردگی کمک کرده است، هر چند علت دقیق افسردگی  هنوز مشخص نشده است. مطالعات افسردگي را نتیجه یک عدم توازن در ترشح مواد شيميايي در مغز ، از جمله دوپامين، نوراپي نفرين و سروتونين مي دانند. این مواد شيميايي اجازه می دهد تا سلول ها با یکدیگر ارتباط برقرار كرده و نقش اساسی در همه انواع عملکرد مغز ، از جمله  حركت عضلات، حواس پنج گانه، حافظه و احساسات دارند. افسردگی نشان دهنده یک اختلال زیستی واقعی است که در نتيجه مطالعات ژنتیکي  اثبات شده كه  سطح مواد شيميايي مغز در بررسي پاسخ به درمان با داروها و روش های درمانی دیگرتغییر مي كند. نوشته شده در پايگاه سلامتي براي همه (www.myhealth.ir) نقل قول بدون ذكر ماخذ غيراخلاقي و غيرقانوني است

عوامل خطر

اگرچه هر کسی ممكن است به افسردگی مبتلا شود اما عوامل مشخصی موجب افزایش خطر ابتلا مي شوند، از جمله :

  • جنس زن
  • تاریخچه افسردگی در پدر ، مادر ، برادر یا خواهر ، یا فرزند
  • سابقه شخصي ابتلا به افسردگی عمده نوشته شده در پايگاه سلامتي براي همه (www.myhealth.ir) نقل قول بدون ذكر ماخذ غيراخلاقي و غيرقانوني است
  • عوامل دیگري نيز به عنوان ثانویه (ضعیفتر عوامل خطر كه ذكر شدند) برای افسردگی شناخته شده است :
  • تاریخچه افسردگی در فاميل درجه دو
  • عدم حمایت اجتماعی
  • وقایع غم انگيز و شديدا تاثيرگذار بر زندگي
  • مصرف و یا سوء استفاده از مواد مخدر و داروها

افسردگی و سایر بيماري ها

بسیاری از مبتلايان  به بیماریهای مزمن پزشکی و یا عصبی  و همچنین برخی از افراد مبتلا به بيماري هاي حاد در معرض خطر بيشتر ابتلا به افسردگی قرار دارند. درصد افراد مبتلا به افسردگی ممکن است به خصوص در بیماری های مغزي بالاتر باشد (به عنوان مثال در  سکته مغزي، صدمه به مغز در اثر ضربه و بیماری پارکینسون) ، بيماري هاي قلبي، سرطان ها، و شرایطی که سیستم ایمنی بدن را ذتحت تأثیر قرار مي دهد. (به عنوان مثال ، لوپوس).


 علايم بيماري

اندوه شديد شناخته شدن ترين علامت افسردگی است، گرچه  افسردگی می تواند موجب علايم دیگر روحی و جسمی نيزبشود. این مهم ترين نشانه افسردگی است که مداوم بوده و تداخل با فعالیت های روزانه و روابط اجتماعي و خانوادگي فرد دارد.

متاسفانه ، هیچ یک نشانه و یا علامتی که به تنهايي به عنوان یک علامت مشخصه قطعي برای افسردگی باشد شناخته نشده است، و در تشخيص آن مشكلاتي  به دليل ماهيت پنهان بيماري وجود دارد. در واقع ، بسیاری از مردم آن را بعنوان يك بيماري به رسمیت نمی شناسد و یا قبول نمي كنند كه عوارض جسمی آن (مانند دردهاي جسمي  ، كاهش اشتها و تغییرات خواب) به افسردگی مربوط می شوند. یک مطالعه نشان داد که 29 درصد افراد مراجعه كننده به پزشک به دليل يك نشانه فیزیکی از یک اختلال افسردگي و یا یک اختلال اضطرابي رنج مي برده اند(1).

علايم سه نوع اصلي بيماري افسردگی (افسردگی عمده ، dysthymia ، و افسردگی غیر معمولی) در اینجا مورد بحث قرار ميگيرد:

افسردگی عمده يا ماژور:

افسردگی ماژور اصطلاح پزشکی برای يك نوع بيماري افسردگی است که شامل حداقل پنج مورد از نشانه های ذکر شده در زیر باشد. اين اختلال خود سه نوع افسردگی خفیف ، متوسط و شدید را دارد. ضمن اين كه علايم بايد همزمان با هم رخ دهند و  حداقل به مدت دو هفته طول بكشند:

اندوه در بیشتر طول روز ، به خصوص صبح ها
بي علاقگي و یا از دست دادن علاقه به تقریبا تمام فعالیت ها و تقریبا هر روز
کاهش وزن و یا افزايش وزن  قابل توجه
کم خوابی و یا خواب بیش از حد  نوشته شده در پايگاه سلامتي براي همه (www.myhealth.ir) نقل قول بدون ذكر ماخذ غيراخلاقي و غيرقانوني است
حركات بسيار پر هیجان و یا بسیار كند و آهسته شدن حركات فرد
خستگی و از دست دادن انرژی  نوشته شده در پايگاه سلامتي براي همه (www.myhealth.ir) نقل قول بدون ذكر ماخذ غيراخلاقي و غيرقانوني است
احساس گناه، پوچي  و بي ارزشي
اختلال در تمرکز
افکار مكرر درباره مرگ یا خودکشی

Dysthymia يا ديس تايمي:  نوشته شده در پايگاه سلامتي براي همه (www.myhealth.ir) نقل قول بدون ذكر ماخذ غيراخلاقي و غيرقانوني است

یک افسردگی خفيف است که برای مدت زمانی طولانی  به طول مي انجامد.بيماري زماني در يك فرد تشخیص داده مي شود كه نشانه های افسردگي حداقل برای دو سال متوالی به طول انجاميده باشد. علائم رایج آن شامل یک حالت فقدان لذت و یا علاقه به فعالیت هاي مورد علاقه قبلي، عزت نفس پایین و انرژی پایین است.

افسردگی غیر عادي يا Atypical :

اين نوع افسردگی یکی از رایج ترین انواع افسردگی است. افراد مبتلا به افسردگی غیر معمولی که برخی از علامت های مشابه افسردگی عمده ذکر شده در بالا را دارند اما كمتر از پنج مورد از علايم مورد نیاز برای تشخیص افسردگی عمده را دارا هستند. در عوض ، آنها اغلب از علائم بارز جسمی، از جمله افزایش وزن و اختلالات خواب ، به خصوص خواب بیش از حد شكايت مي كنند.


واكنش سوگ:

سوگ یک واکنش طبیعی است که به دنبال بسیاری از اتفاقات ، مانند پس از مرگ به یک دوست يا عضو خانواده، از بين رفتن یک رابطه عشقي و يا  کاري، و یا از دست دادن سلامتی و یا استقلال بروز مي كند. در این بخش ، بحث در مورد یکی از رایج ترین انواع سوگ است که  پس از مرگ یک عضو خانواده یا يك دوست رخ می دهد

اندوه پس از مرگ نزديكان:

بلافاصله پس از مرگ ، چه پیش بینی شدهو چه مرگ ناگهاني ، بازماندگان معمولا تجربه احساساتي مانند بهت، شوک و ناباوری را خواهند داشت. غم  و اندوه شدید، ناباوري علاقه به فرد مرحوم ، اضطراب در مورد آینده، بهم ریختگی رواني و احساس پوچی در هفته هاي اول پس از مرگ معمول ميباشند.

افراد بازمانده حالتي مانند "جستجوی رفتار" فرد درگذشته را دارند تا حدي كه احساس توهم هاي سمعی و بصری درباره فرد مرحوم ، و مثلا احساس شنيدن صدا يا ديدن وي را تجربه مي كنند. ممکن است که شخص  بازمانده احساس ديوانه شدن  به وي دست داده و منجر به ترس وي شود. زماني كه بر بازمانده اثبات می شود که مرحوم مجدد زنده نخواهد شد و هرگز باز نمی گردد ناامیدی و اندوه بر وي چيره خواهد شد. بیخوابی ، اختلالات اشتها، پریشان حالي ، احساس فشار بر روي قفسه سینه ،و خستگی مفرط معمول است.

 

این واکنش معمولا گذرا است و در بیش از 90 درصد از مردم پس از 13 ماه از دست رفتن فرد درگذشته به تدريج برطرف مي گردد. با این حال فوت عزيران می تواند آغازكننده افسردگی در برخی افراد باشد؛ به عنوان مثال ، 15 تا 35 درصد از کسانی که  همسر خود را از دست مي دهند به تدريج در طي سال بعد دچار افسردگي مي شوند.

برخی از بیماران ممکن است که به سوگ طول كشيده يا بيمارگونه دچار شوند ( غم  سانحه اي) ، که به  با تداوم حداقل چهار مورد از علايم  زیر  برای شش ماه یا بیشتر تعریف می شود:
  • حالت بهت و جدايي از زندگي
  • تلخی  و حالت سوگ طول كشيده
  • احساس بيفايده بودن زندگی بدون مرحوم
  • مشکل در پذیرش حقيقت مرگ
  • احساس بي معنا بودن آینده  بدون فرد مرحوم
  • بي قراري و هيجان ادامه يافته
  • مشكل در اتکا و اعتماد به دیگران با از دست دادن فرد عزيز

سوگ در مقابل افسردگی :

اغلب دشوار است درك اينكه کسی كه دچار سوگ شده، از افسردگی نیز رنج می برد. بیمارانی که دارای احساسات ناچاری ، ناتوانی ، بي ارزشي ، و احساس گناه و جرم ، و همچنین علائم شدید سوگ زود هنگام ممکن است دچار افسردگی نيز شده باشند. بروز سوگ همزمان با افسردگی مشكلي دشوار است که اغلب مصرف داروهای ضد افسردگی در اين بيماران سودمند است، همچنين  روان درمانی فردی یا گروهی نيز موثر هستند.

تشخیص

تشخیص افسردگی بر علائم بیمار استوار است ، طول مدت علائم و عوارض کلی این نشانه ها بر روي زندگی بیمار تشخيص دهنده است. در حال حاضر هيچ تست پزشکی وجود ندارد  که افسردگی را مشخص نمايد، هرچند آزمایش خون، اغلب برای رد کردن ساير مشكلات پزشکی ديگر که می توانند موجب افسردگی  شوند انجام ميشود(مانند هیپوتیروئیدی يا كم كاري غده تيروئيد). براي تشخیص افسردگی عمده يا ماژور لازم است که علائم  به اندازه کافی شدید باشند كه با فعالیت های روزمره فرد تداخل نموده، و توانایی وي برای مراقبت از خود، حفظ رابطه اجتماعي، تداوم  فعالیت های کاري و حمایت از خود را به شدت كاهش دهد. در تشخیص بیماری نیز لازم است که علائم را هر روز براي حداقل دو هفته رخ داده باشند.

براي دسترسي به نكاتي در مورد آموزش بيماران مبتلا به بيماري افسردگي به اين مقاله رجوع نماييد.

 

 

 

 

 

Kroenke, K, Jackson, JL, Chamberlin, J. Depressive and anxiety disorders in patients presenting with physical complaints: Clinical predictors and outcomes. Am J Med 1997; 103:339.