افسردگي - واكنش سوگ

امتیاز کاربران

ستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعالستاره فعال
 

واكنش سوگ:

سوگ یک واکنش طبیعی است که به دنبال بسیاری از اتفاقات ، مانند پس از مرگ به یک دوست يا عضو خانواده، از بين رفتن یک رابطه عشقي و يا  کاري، و یا از دست دادن سلامتی و یا استقلال بروز مي كند. در این بخش ، بحث در مورد یکی از رایج ترین انواع سوگ است که  پس از مرگ یک عضو خانواده یا يك دوست رخ می دهد

اندوه پس از مرگ نزديكان:

بلافاصله پس از مرگ ، چه پیش بینی شدهو چه مرگ ناگهاني ، بازماندگان معمولا تجربه احساساتي مانند بهت، شوک و ناباوری را خواهند داشت. غم  و اندوه شدید، ناباوري علاقه به فرد مرحوم ، اضطراب در مورد آینده، بهم ریختگی رواني و احساس پوچی در هفته هاي اول پس از مرگ معمول ميباشند.

افراد بازمانده حالتي مانند "جستجوی رفتار" فرد درگذشته را دارند تا حدي كه احساس توهم هاي سمعی و بصری درباره فرد مرحوم ، و مثلا احساس شنيدن صدا يا ديدن وي را تجربه مي كنند. ممکن است که شخص  بازمانده احساس ديوانه شدن  به وي دست داده و منجر به ترس وي شود. زماني كه بر بازمانده اثبات می شود که مرحوم مجدد زنده نخواهد شد و هرگز باز نمی گردد ناامیدی و اندوه بر وي چيره خواهد شد. بیخوابی ، اختلالات اشتها، پریشان حالي ، احساس فشار بر روي قفسه سینه ،و خستگی مفرط معمول است.

 

این واکنش معمولا گذرا است و در بیش از 90 درصد از مردم پس از 13 ماه از دست رفتن فرد درگذشته به تدريج برطرف مي گردد. با این حال فوت عزيران می تواند آغازكننده افسردگی در برخی افراد باشد؛ به عنوان مثال ، 15 تا 35 درصد از کسانی که  همسر خود را از دست مي دهند به تدريج در طي سال بعد دچار افسردگي مي شوند.

برخی از بیماران ممکن است که به سوگ طول كشيده يا بيمارگونه دچار شوند ( غم  سانحه اي) ، که به  با تداوم حداقل چهار مورد از علايم  زیر  برای شش ماه یا بیشتر تعریف می شود:
  • حالت بهت و جدايي از زندگي
  • تلخی  و حالت سوگ طول كشيده
  • احساس بيفايده بودن زندگی بدون مرحوم
  • مشکل در پذیرش حقيقت مرگ
  • احساس بي معنا بودن آینده  بدون فرد مرحوم
  • بي قراري و هيجان ادامه يافته
  • مشكل در اتکا و اعتماد به دیگران با از دست دادن فرد عزيز

سوگ در مقابل افسردگی :

اغلب دشوار است درك اينكه کسی كه دچار سوگ شده، از افسردگی نیز رنج می برد. بیمارانی که دارای احساسات ناچاری ، ناتوانی ، بي ارزشي ، و احساس گناه و جرم ، و همچنین علائم شدید سوگ زود هنگام ممکن است دچار افسردگی نيز شده باشند. بروز سوگ همزمان با افسردگی مشكلي دشوار است که اغلب مصرف داروهای ضد افسردگی در اين بيماران سودمند است، همچنين  روان درمانی فردی یا گروهی نيز موثر هستند.

تشخیص

تشخیص افسردگی بر علائم بیمار استوار است ، طول مدت علائم و عوارض کلی این نشانه ها بر روي زندگی بیمار تشخيص دهنده است. در حال حاضر هيچ تست پزشکی وجود ندارد  که افسردگی را مشخص نمايد، هرچند آزمایش خون، اغلب برای رد کردن ساير مشكلات پزشکی ديگر که می توانند موجب افسردگی  شوند انجام ميشود(مانند هیپوتیروئیدی يا كم كاري غده تيروئيد). براي تشخیص افسردگی عمده يا ماژور لازم است که علائم  به اندازه کافی شدید باشند كه با فعالیت های روزمره فرد تداخل نموده، و توانایی وي برای مراقبت از خود، حفظ رابطه اجتماعي، تداوم  فعالیت های کاري و حمایت از خود را به شدت كاهش دهد. در تشخیص بیماری نیز لازم است که علائم را هر روز براي حداقل دو هفته رخ داده باشند.

براي دسترسي به نكاتي در مورد آموزش بيماران مبتلا به بيماري افسردگي به اين مقاله رجوع نماييد.

 

 

 

 

 

Kroenke, K, Jackson, JL, Chamberlin, J. Depressive and anxiety disorders in patients presenting with physical complaints: Clinical predictors and outcomes. Am J Med 1997; 103:339.