تیپهای شخصیتی

 

مقدمه

براي يك مدير برجسته بودن برخورد موثر با افراد به اندازه انجام حرفه اصلي تان اهميت دارد. مديريت افراد مي تواند چالش برانگيز باشد چون براي هر نوع شخصيتي نياز به استراتژي هاي مديريتي متفاوتي است.

اين موضوع مخصوصا در جلسات اهميت مي يابد. نحوه تقابل شما با كاركنان، مشتريان و ناظران، و در عوض نحوه تقابل آنها با ديگران همان چيزي است كه يك جلسه مفيد را از جلسات بي فايده متمايز مي سازد. از آنجايي كه هر كسي كه پشت ميز جلسه حاضر ميشود ويژگيها شخصيتي منحصر به فردي دارد، چگونه مي توان در يك جلسه به صورت موثر افراد درون گرا، برون گرا و ميان گرا را حمايت و هدايت كرد؟

و آيا جلسات آنلاين در واسطه گري كشمكشهاي بسيار چالش برانگيز شخصيتي مي تواند نقشي داشته و نتايج بهتر تجاري را بدست دهد؟

در اين راهنما موارد زير بررسي شده است:

ويژگي ها و سوء برداشتهاي متداول از سه تيپ اصلي شخصيت.

هر يك از اين شخصيتها در جلسات چگونه رفتار مي كنند.

تكنيك هاي مديريت كه مي تواند توانمندي هاي هر تيپ شخصيتي را آشكار سازد.

نكاتي براي كاهش كشمكش و تشويق افراد با شخصيتهاي متضاد براي همكاري موثرتر.

جلسات آخرين ابزارهاي كاري هستند

جلسه ها يك شيوه فوق العاده دور هم جمع كردن افراد براي تبادل ايده ها، حل مشكلات و دست يافتن به شيوه هاي هوشمندانه عملكرد است. اعضاي تيم شما مشكل ها، ضعفها و فرصتهاي تجاري را از ديدگاه برتر و منحصر به فرد خود درك مي كنند. توانايي بهره برداري كردن از اين بينش در طول يك جلسه و استفاده از آن به نفع كار نشان دهنده يك مديريت بااستعداد است.

سعي كنيد با يكي از آرام ترين كاركنان در مورد مباحثي كه در يك جلسه در مورد آنها صحبت شد يك گفتگوي كوتاه تك نفره داشته باشيد. تعجب خواهيد كرد كه او پس از ساكت ماندن در طول جلسه چقدر حرف براي گفتن دارد. مسلما اين اطلاعات زماني كه در يك ميزگرد عمومي شنيده و به بحث گذارده شود ارزشمندتر خواهد بود. در اينجا چه اتفاقي مي افتد؟ آيا جلسات طوري ساختار بندي شده اند كه شرايط براي يك نوع شخصيت بيشتر از بقيه فراهم شده است؟

درون گرايان، برون گرايان و ميانه رو ها در تجارت

در طول دوره حرفه مديريت، با هر سه نوع اين شخصيتها برخورد خواهيد داشت. شناخت اين شخصيتها و مديريت آنها به شيوه اي موثربه شما كمك خواهد كرد كه بتوانيد از موقعيتتان به بهترين نحو به نفع خود و آنها بهره ببريد.

شما به عنوان يك مدير توسط افرادي كه برايتان كار ميكنند يا افرادي كه بالاتراز شما هستند محدود يا حمايت ميشويد. ياد گرفتن استفاده از انواع شخصيتي به نفع خود يك سلاح قدرتمند در زرادخانه مديريت شماست.

سوء برداشتهاي متداول

مردم سوء برداشتهايي كليدي در مورد اين سه شخصيت دارند به عبارتي تصور ميشود كه برون گرايان پر سر و صدا، اجتماعي سايشي و در عوض درون گرايان خجالتي، ساكت و منزوي هستند. حقيقت اين است كه اين شخصيتها همين گونه خود را نشان مي دهند اما اين همه آن چيزي كه در واقع اتفاق مي افتد نيست. دهها تحقيق بر روي درون گرايي و برون گرايي نشان داده است كه اين اصطلاحات به تفاوت در احساس پر انرژي بودن يا رضايتمندي فرد مربوط ميشود. برخي افراد در مي يابند كه همراهي ديگران به آنها نيرو مي دهد در حالي كه برخي ديگر آن را تخليه كننده انرژي مي دانند. اساس آن ژنتيكي است بنابراين چيزي نيست كه بتوان آن را ياد گرفت.

در فرهنگ لغات Merriam-Webster برون گرايي بدين گونه تعريف شده است: "اقدام، حالت يا عادت اهميت داشتن و كسب خشنودي از چيزي كه خارج از خود است." يك فرد برون گرا خواهان و مشتاق تقابل با مردم است. روابط اجتماعي به برون گرايان انرژي داده و محرك آنهاست. آنها در كار گروهي بهتر از كار فردي عمل ميكنند. اين نوع شخصيت نيازي به "وقتي براي خود" به منظور بهبود يافتن از تماس با ديگران ندارند در حالي كه درون گرايان به اين زمان نياز دارند. درون گرايان اغلب به تنهايي خوشحال هستند و با محركهاي دروني سريعا تحريك ميشوند. اگرچه برون گرايان از ديگران انرژي دريافت مي كنند، درون گرايان براي بهبود از با ديگران بودن نياز يه تنهايي دارند. درون گرايان از بودن با ديگران در لحظات كوتاه با يك گروه كوچك لذت مي برند نه از يك گروه بزرگ. درون گرايان ممكن است خجالتي باشند اما علت خجالتي بودنشان درون گراييشان نيست.

همان طور كه از واژه ميان گرايي پيداست چيزي بين اين دو است يعني بسته به محيط از يك طرف طيف به طرف ديگر حركت مي كند. شخصت آنها اغلب بسته به شرايط به اشتباه برون گرا يا درون گرا شناسايي ميشود. در محيط كار، آنها اغلب براي تطابق بهتر با كار ماسك برون گرايي مي زنند.

شناخت تفاوت بين شخصيتها براي بهره برداري بهينه از تيم در طول جلسات ضروري است. هر يك از اين شخصيتها در شرايط كاري ضعفها وتوانايي هايي دارند و شما با شناخت آنها و دانستن اينكه چگونه بهترين عملكرد را خواهند داشت مي توانيد از توانايي هاي آنها به نفع خود استفاده و ضعفهاي آنها را از بين ببريد. مسئله فقط ياد گرفتن مديريت اين شخصيتها به تنهايي نيست بلكه شما بايد بياموزيد كه چگونه آنها را به عنوان يك گروه مديريت كنيد تا بتوانيد از جلسات كاري خود بيشترين منفعت را بدست اوريد.

بياييد نگاه دقيق تري داشته باشيم به نحوه عملكرد هر يك از اين تيپهاي شخصيتي در يك جلسه كاري.

برون گرايان

حتما كساني را مي شناسيد كه نمي توانند جلوي حرف زدن خود را بگيرند، همه نوع ايده اي دارند و وقتي كه رئيس به دنبال داوطلب براي حضور در مقابل صدها غريبه مي گردد دستها را بالا مي برند. اينها همان برون گرايان كلاسيك هستند.

برون گرايان در طول جلسات نگاهها را به سمت خود مي كشند. آنها با كلي انرژي وارد اتاق مي شوند، رياست بزرگترين گروه را بر عهده مي گيرند و مستقم سر صحبت مي روند و گاها از بحث هم فراتر مي روند. برون گرايان براي جلسات مشتاق هستند چون يك شنونده شيفته دارند، گروه بزرگي از افراد در اطراف آنها هستند و فرصتهاي بسياري براي تخليه ايده هاي خود دارند. برون گرايان ترسي از گذاشتن ايده هايشان بر روي ميز براي اينكه همه ببينند ندارند حتي زماني كه اتاق پر از افرادي است كه اصلا آنها را نمي شناسند. آنها در جلسات آنلاين نيز به خوبي عمل مي كنند اگرچه اغلب ممكن است سرنخ هاي اجتماعي را از دست داده و اگر درست مديريت نشوند به جاي ديگران هم حرف مي زنند.

برون گرايان در تبادل ايده هايشان اعتماد به نفس كافي دارنداما الزاما ايده هاي آنان بهترين ايدها نيستند. اين خطر براي شما به عنوان مدير وجود دارد كه برون گرايان گروه را با خود هم عقيده ساخته و به ايده اي بد پر و بال دهند مگر اينكه بتوانيد تاثير آنها را تعديل نمائيد. برون گرايان همچنين مي توانند در يك جلسه فروش يك دارايي فوق العاده محسوب شوند. آنها اغلب توانايي شگفت انگيزي درجلب توافق غريبه ها دارند و از آنجايي كه اغلب به تنهايي فكر مي كنند، اگر نياز به اطلاعات ورودي فوري داشتيد برون گرايان همان كساني هستند كه اين اطلاعات را فراهم مي آورند.

درون گرايان

حتما كساني را مي شناسيد كه پيشنهاد مي دهند كه در جلسات وظيقه تنظيم صورت جلسات را برعهده بگيرند، در يك گوشه در عقب مي نشينند و به ندرت صحبت مي كنند مگر اينكه مستقيما مورد خطاب قرار گيرند. آنها همان درون گرايان كلاسيك هستند. درون گرايان مي توانند منبع نا اميدي در يك جلسه باشند مخصوصا زماني كه مي دانيد پر از ايده هاي خلاق هستند. آنها به ندرت خواهان صحبت در جمع هستند و حتي صحبتي كوتاه هم برايشان ناراحت كننده است.

درون گرايان گاهي با عناوين خجالتي يا منزوي توصيف ميشوند. علت آن است كه آنها همانند همكاران برون گراي خود از مشاركت با ديگران احساس رضايت مي كنند. درون گرايان هيچ گاه آغاز كننده محاوره يا ارائه دهنده ايده هاي خود در مقابل افراد نيستند، آنها در گفتگوها فرد غالب نيستند. در واقع حتي تشويق كردن آنها به مكالمه هم كار سختي مي تواند باشد.

درون گرايان سخن گويان محتاطي هستند. آنها براي جمع آوري تفكرات خود احتياج به زمان دارند و قبل از تبادل ايده هايشان به آنها فكر مي كنند. اين مي تواند در جريان جلسه در زماني كه بحث دراوج نوسان است وقفه ايجاد نمايد مخصوصا زماني كه برون گرايان ايدهاي خود را ارائه و در حال بحث بر روي آنها هستند. با اين وجود، مزيت آنها در اين است كه درون گرايان اغلب بسيار خلاق و باهوش هستند. آنها به اين زمان براي فكر كردن به آنچه كه ميخواهد بگويند نياز دارند چون اغلب كمال گراهايي هستند كه مي خواهند بهترين ايده را داشته باشند و نه فقط صرفا ايده اي ارائه دهند. درون گرايان در جلسات كوچك و آنلاين خوب عمل مي كنند. فروش هاي بزرگ و متهورانه با وجود بسياري از افرد غريبه مي تواند كابوسي براي يك فرد درون گرا باشد و آنها از سخن گفتند درچنين جمعي اجتناب كنند.

ميان گراها

چيزي با عنوان درون گرا يا برون گراي صرف وجود ندارد. چنين فردي يك بيمار رواني خواهد بود. حقيقت اين است كه برون گرايي و درون گرايي دو انتهاي يك مقياس هستند. ميان گرايان چيزي در وسط اين دو هستند- شخصيتي كه گرايشات درون گرايي و برون گرايي را به يك اندازه يا تقريبا به يك اندازه دارند. ميان گرايان ممكن است در تبادل ايده هايشان در جلسات با حضور كساني كه آنها را مي شناسند احساس راحتي كنند اما وقتي غريبه ها در اتاق هستند سكوت نمايند.

ميان گراها در جلسات تعادل ايجاد مي كنند و بر خلاف ديگر دو انتها (درون گرايان و برون گرايان)، معمولا سريعا مي توانند با شرايط خود را تطبيق دهند. آنها مي توانند در محيطهاي پر سرو صدا و پر گفتگو برون گرا بوده و در گروهاي ساكت و كوچك و متمركز متفكر تر و محتاط تر باشند. اگرچه باز هم ميان گراها درست در وسط اين طيف قرار ندارند ولي اگر با هر يك از دو محيط طيف مواجه شوند احتمالا عواقب ناتوان كننده اي را تجربه نخواهند كرد.

اين انعطاف پذيري سبب شده كه ميان گراها در جلسات فوق العاده عمل كنند چه جلسات آنلاين و چه آفلاين. آنها ممكن است در صحبت كردن پشت ويدئو كنفرانس يا ارائه خطابه براي افراي كه نمي شناسند احساس راحتي نكنند اما اين حقيقت كه از عهده اين كار بر مي آيند آنها را براي سازگار، انعطاف پذير و با ارزش براي يك حرفه مي سازد. به همين صورت، آنها ممكن است جلسات كاري كوچك خصوصي را كه همه درست به موقع صحبت مي كنند را دوست نداشته باشند اما اين حس را هم ندارند كه نياز به صحبت با كس ديگري در چنين موقعيتي دارند.

چهار اقدام براي مديريت سه شخصيت

شما حالا مي دانيد كه شخصيتها وجود دارند و هميشگي هستند. سوال مهم اين است كه چگونه مي توانيد همه اين شخصيتها را در محيط جلسه به مشاركت با هم واداريد.

سعي نكنيد به اجبار بك درون گرا را به يك برون گرا و برعكس تبديل كنيد.

اغلب بزرگسالان شاغل ميتوانند بياموزند كه در زمانهايي كه اهميت دارد بر نوع شخصيت خود ماسك بزنند. براي مثال، يك فرد متخصص درون گرا بايد تا حدي براي اينكه در زمان مصاحبه براي گرفتن كاري موفق شود برون گرا به نظر برسد. با اين وجود، اساسا تيپ شخصيتي هيچ گاه تغيير نمي كند و نمي توان آن را تغيير داد. تقابلات اجتماعي هميشه به برون گرايان انرژي مي دهد در حالي كه براي درون گرايان هميشه تخليه كننده انرژي است. خوش به حال ميان گرايان. آنها مي توانند هم به عنوان درون گرا و هم برون گرا عمل كنند بنابراين در زمان مواجه با يك موقعيت اجتماعي در دو انتهاي طيف احساس ناراحتي كه دو گروه ديگر دارند را تجربه نمي كنند. مديريت برون گرايان، درون گرايان و ميان گرايان بيتشتر جنبه بازي با توانمنديهاي آن ها را دارد تا از بين بردن ضعفهايشان. ميان گراها گاهي احساس مي كنند كه بايد در شرايط محيط كار خودشان را برون گرا نشان دهند پس اگر به آنها اين فرصت داده شود كه جنبه درون گراي خود را بروز دهند به آنها كمك مي كند كه به آرامش برسند و خلاقيتي را كه در غير اين صورت در روابط اجتماعي متوقف ميشد را بروز دهند در اين صورت آنها ايده هاي خود را ارئه مي دهند اما از امنيت نسبي دفتر خود با نوشته هايي كه در دست دارند. سازش هاي كوچكي مثل اين مي تواند به درون گرايان كمك كند احساس كنند مساعدت آنها با ارزش بوده دور بودن از گروه به صورت فيزيكي مي تواند حتي به درون گرايان كمك كند كه حتي ايده اي بهتر ارائه دهند چون بيشتر به مكالمه دو نفره مي ماند تا مشاركت در گروه. 

شيوه هاي مختلف برگزاري جلسه را بررسي كنيد تا براي همه نوع تيپ شخصيتي مناسب باشد.

جلسلت عمومي روياي برون گرايان است. افراد زيادي صرفا با هدف صحبت كردن، كار گروهي و همكاري دور ميز جمع شده اند. مشكل اينجاست كه روياي برون گرايان كابوس درون گرايان است. اگر تا به حال برايتان اتفاق نيفتاده است ارزش امتحان كردن را دارد كه يك بار شيوه برگزاي جلسات خود را كلا تغيير دهيد. چنين قانوني وجود ندارد كه همه بايد در اتاق صحبت كنند يا همه بايد در همان زمان فكر كند. اگر برخي از خلاق ترين متفكران گروه شما ترجيح مي دهند كه از سكوي آنلاين در جلسه شركت كنند و قبل از شركت در جلسه براي فهرست كردن ذهنيات خود نياز به زمان دارند اصلا ضرري ندارد اگر نهايتا بهره بيشتري به نسبت قبل از جلسه نصيب شما شود.

بايد همچنين جلسات كوچكترو متمركز تر، راياهمايي ها يا جلسات دو نفره را نيز در نظر داشته باشند. امكان انجام اين كار به صورت هميشگي وجود ندارد اما براي جلساتي كه ايده پردازي اهميت دارد اين ارزش را دارد كه كمي براي رسيدن به كيفيت فراتر رفت.

در مورد آماده سازي براي جلسه نيز فكر كنيد. اگر كاركنان حساب تويتر داشته باشند مي توانيد براي آنها هشتگ هايي از صورت جلسه بفرستيد.

هر كسي مي تواند با استفاده از هششتگ ايده هايش را سازماندهي كند. اين به درون گراياي فرصتهاي بسياري براي تفكر عميق ميدهد. به ميان گرايان امكان استفاده از تمام توانمندي هايشان و به برون گرايان فرصت بروز دادن آن ايده در زمان جلسه حقيقي را مي دهد.

هر كسي را بهر كاري ساختند

برون گرايان، درون گرايان و ميان گرايان با ديگران به شيوه متفاوتي تقابل و ارتباط دارند. در محيط كار نيز همين گونه است كاري را كه از انجام آن لذت مي برند و در آن مهارت دارند با هم متفاوت است. به غير از جلسه مي توانيد از اين اطلاعات در دادن كار به آنها بر اساس اين توانمندي ها و ضعف ها استفاده كنيد.

درون گرايان در كارهايي كه در مقابل جمع هستند نمي توانند خوب عمل كنند چون از آن لذت نمي برند از اين جهت يك برون گرا مي تواند منفعت بيشتري براي شركت داشته باشد. اگر براي يك نمايش تجاري نياز به كارمندي داريد يا قرار است به يك مشتري ارائه كار شود، انتخاب برون گرايان بهترين است. اگر نياز داريد كه فردي يك پروژه تحقيقاتي كوچك را مديريت كند يا يك گزارش مديريتي تنظيم كند كارمند درون گراي شما انتخاب فوق العاده اي است.

ميان گراها براي بر عهده گرفتن چالشهاي جديد مشتاق هستند اما از انجام آن با يك همكار قابل اعتماد بيشتر احساس اعتماد به نفس مي كنند. و در حالي كه ميان گراها همانند درون گراها از كار كردن به تنهايي بر روي يك پروژه به نظر احساس رضايت مي كنند اطمنيان حاصل كنيد كه فرصت كافي براي بروز افكارشان به ديگر همكاران به صورت رو در رو يا از طريق يك شبكه ويدئويي را هم برايشان فراهم آورده باشيد.

ايجاد شبكه ويدئويي نيز يك ابزار فوق العاده براي در دسترس قرار دادن تقابلات انساني با بيرون به كارمندان بروني گرايي كه در خانه كار مي كنند است بنابراين ويدئو كنفرانس را مثل ايميل و تلفن بخشي از سيستم كلي ارتباطات كاري خود قرار دهيد.


نقطه قوت يك نفر مي تواند نقطه ضعف ديگري باشد

هميشه به خاطر داشته باشيد كه درون گرايان به اندازه ميان گرايان و برون گرايان مي توانند ارزشمند باشند و هيچ نوع تيپ شخصيتي بر ديگري ارجحيت ندارد. برقراري رابطه با تيپهاي برون گرا راحت تر است اما متفكران كم سخن درون گرا هم مي توانند معدن طلايي از ايده ها باشند كه يك مدير خوب مي داند چگونه از آن بهره برداري كند.

نوشتن هرآنچه كه به ذهن مي رسد شيوه اي عالي براي برقراري تعادل توامندي هاي همه نوع تيپ شخصيتي به صورت همزمان است. براي مثال، در يك جلسه مشاركتي براي توسعه يك محصول جديد، يك فرد پر سخن ايده اي را ابراز مي دارد كه خوب است اما فوق العاده نيست.. ميان گراها و درون گراها در چنين شرايطي به جاي اينكه خلاقانه فكركرده و به ايده بهتري برسند وقت خود را صرف فكر كردن بر روي اين ايده متوسط مي كنند. پروسه بايد برعكس اين باشد. نوشتن هر آنچه به ذهن مي رسد بر اين اساس عمل مي كند كه ايده ها   قبل از بحث فرموله ميشوند. بحث بعد از آن اتفاق مي افتد و اين امكان فراهم ميشود كه بهترين ايده شكل طبيعي خود را بگيرد.  

با اين پروسه مي توان اطمينان حاصل كرد كه همه نوع تيپ شخصيتي با هم كار مي كنند، همكاري دارند و با هم از توانمندي هايشان براي دستيابي به بهترين نتيجه ممكن استفاده مي كنند. همچنين به برون گرايان اين امكان را مي دهد كه قدر سبك همكاري درون گرايان  را بدانند و به درون گرايان اين امكان را مي دهد كه ارزش بحث فعالانه و ووردي خارجي را در زنان توسعه ايده ها را بفهمند. ميان گراها هم ببينند كه هر دو شيوه كار به يك نسبت مي تواند معتبر باشد. آنها همچنين خواهند ديد كه مشكلي نيست اگر عقب بنشينند، گوش دهند و بدوم تحت فشار قرار گرفتن براي برقراري ارتباط فكر كنند.

نتيجه

وظيفه شما به عنوان يك مدير اين است كه از افراد خود حداكثربهره را به نفع شركت خود ببريد. با تطبيق با نيارهاي كاركنان خود امكان كار مشاركتي را براي آنها به وجود آوريد كه هم مي تواند به نفع آنها باشد و هم حس با ارزش بودن را به آنها بدهد همچنين به نفع شما هم خواهد بود چون ثمره مهارتهاي مديريتي شما عاقبت ثمره شركت شما خواهد بود.

انزوا مهم نيست. وقتي برون گرايان، درون گرايان و ميان گراها همان طور كه در اين راهنما پيشنهاد شد بتوانند با هم كار كنند، نتيجه شگفت انگيز خواهد بود. شما متوجه اوج گيري وجوان كاري شده و مي بينيد كه كاركناني كه پيشتر مشاركت نداشتند شروع به ايفاي نقشي فعال در آينده اين حرفه خواهند كرد.