چند حقه ساده براي جوان نگه داشتن ذهن

دوست داريد حافظه تيزتر، مهارت هاي تفكر نقادانه بهتر و پيشرفت اساسي در قدرت مغز خود داشته باشيد؟ پس از برنامه ساده زير پيروي كنيد.
جامعه به ما مي گويد كه شما نمي توانيد به يك سگ پير حقه هاي جديد بياموزيد يعني بزرگسالان بسيار سخت تر از كودكان مي توانند مهارتهاي جديد را بياموزند. و به جهات بسياري اين گفته درست است: بچه ها هيچ كار ديگري جز خوردن، خوابيدن و ياد گرفتن ندارند در حالي كه بزرگترها با همه نوع محدوديتهاي زماني، مالي و حقيقي زندگي مواجه هستند. (لازم به ذكر نيست ، زماني كه در چيزي كه بايد در حال حاضر مهارت داشته باشيد و نداريد بسيار اذيت ميشويد.)
اما به اين صورت هم نيست. در يك تحقيق جديد بحث شده است كه استفاده از شيوه هاي كودكانه براي يادگيري مي تواند به افراد در هر سني براي يادگيري و غلبه بر چالشهاي جديد كمك نمايد.
تحقيقات نشان مي دهد كه اين شيوه ها نه تنها به بزرگسالان در كسب استعدادها و سرگرمي هاي جديد كمك مي كند بلكه مي تواند ذهن آنها را جوان نگه داشته، اختلالات شناختي مرتبط با سن را كند كرده و يا به تاخير بياندازد.
با افزايش سن ما گذري داريم از "ياديگري عمومي" به "يادگيري تخصصي" كه تمركز بر حرفه ما و حوزه هاي خاص تخصصي ميشود. دقيقا همين تخصصي شدن روز افزون يادگيري است كه به اختلالات شناختي در ابتدا در شرايط ناآشنا و عاقبت در همه زمانها منجر ميشود.
بزرگسالان به جاي اينكه در اين دام بيافتند، بايد با استفاده از 6 راهكار زير به دنبال آموزشهاي عمومي تر باشند. در كودكان، نشان داده شده است كه اين رفتارها توانايي هاي پايه شناختي مثل حافظه عملي، مهار ذهن و تمركز را افزايش مي دهند. پيش بيني ميشود كه همين امر براي بزرگسالان نيز مصداق خواهد داشت اگر به آنها واقعا يك فرصت بدهيم.
از كنج راحتي خود بيرون بياييد
ما به عنوان يك برزگسال تمايل داريم هر روز از همان مهارتهاي هميشگي روزهاي قبل خود استفاده كنيم: ما ترجيح مي دهيم كارهايي را انجام دهيم كه در حال حاضر در آنها تبحر داريم، هميشه از همان مسيرهاي تكراري هميشگي رانندگي مي كنيم، و كارهاي روزمره اي را انجام مي دهيم كه با آنها راحت تر هستيم. اما همه اين آشناييت ها قسمتهايي از مغز را كه به صورت روزمره و روتين از آها استفاده مي كنيم را محدود مي سازد.
اگر سعي داريد مهارت جديدي را بياموزيد و اين مهارت برايتان به نظر آسان مي رسد نشانه اي از اين است كه مشابه مهارتي است كه در حال حاضر هم با آن آشنايي داريد. پس سعي كنيد به سراغ مهارتي برويد كه چالش برانگيزتر باشد يعني كاملا متفاوت با آنچه كه قبلا انجام داده ايد چون براي شما مزاياي شناختي بيشتري خواهد داشت.
يك معلم بگريد
براي بزرگسالان بسيار مشكل است كه به صورت خود آموز مهارتهاي جديد را بياموزند مخصوصا اگر بخواهند چيزي كاملا ناآشنا را امتحان نمايند. گرفتن يك مربي و يا رفتن به كلاس، از طرف ديگر، مي تواند انضباط را الهام كرده و افراد را متعهد به پيگيري آن فرآيند نمايد.
نمي توانيد از عهده درسهاي حرفه اي برآييد؟ بهتر است يك گروه تهاتري (تعاملي) تشكيل دهيد كه در آن براي مثال فردي يك هنرمند حرفه اي و فردي ديگر يك موسيقي دان حرفه اي است و در برحه اي از زمان هر كسي مي تواند يك معلم و زماني ديگر يك دانش آموز در اين گروه باشد.
خود را باور داشته باشيد
اين مي تواند سخت ترين قسمت كار باشد چون ريشه در فرهنگ و كليشه هاي ما دارد كه شما نمي توانيد به عنوان يك بزرگسال آنها را كنار بگذاريد. بسياري از افراد بر اين باور هستند كه بزرگسالان براي اين كه در حوزه هاي جديد موفق شوند نياز به استعداد طبيعي دارند و صرفا سخت كار كردن نمي تواند كافي باشد.
كساني را كه اين فرآيند را باور ندارند ناديده گرفته و خود را مجبور كنيد كه به خود ايمان داشته و بدانيد كه مي توانيد و با تمرين بهتر مي شويد.
سعي كنيد در اطراف خود كساني را نگه درايد كه مشوق شما هستند
ترس از انجام اشتباه دليل ديگري است كه بزرگسالان اين قدر در يادگيري چيزهاي جديد كند هستند. اگر ما امتحان كرده و شكست بخوريم مي توانيم با انتقاد مواجه شده، براي پول از دست رفته خود غصه نخورده و يا كارهاي انتحاري انجام دهيم. و اگر در حال حاضر كاري را نمي توانيم خوب انجام دهيم بايد كسي باشد كه به ما گوشزد كند كه از كار خود منصرف نشويم.
به همين دليل ايجاد يك گروه حمايتي از افراد- در سر كار و در خانه- كه به شما اين اجازه را بدهند كه اشتباه كرده و از اين اشتباهات چيزهايي بياموزيد بسيار اهميت دارد. سعي كنيد افراد مثبت نگر را در اطراف خود جمع كنيد. اين يك درس كلي در زندگي است اما در اينجا نيز كاربرد دارد.
يك تعهد جدي ايجاد كنيد و از آن منصرف نشويد
آن چه كه در هر فردي ايجاد انگيزه مي كند بسيار فردي است و شما بايد خودتان بيابيد كه چه چيزهايي به شما براي هر كاري الهام مي دهد. مثلا ممكن است براي فردي يكي از دلايل گرفتن معلم پيانو اين باشد كه اگر معلم نباشد و او را مجبور به ادامه كار در هر هفته نكند وقت خود را به كار ديگري اختصاص مي دهد.
برخي تحقيقات نشان مي دهند كه اعلام كردن يك هدف جديد به دوستان و خانواده نيز مي تواند به حفظ انگيزه كمك نمايد. اگر توانستيد از عهده آن برآييد، پول خود را صرف يادگيري يك مهارت جديد بكنيد- مثلا براي كلاس تنيس پيش پرداخت بدهيد و يك راكت زيبا بخريد و يا براي تمرين ايتاليايي يك تور به رم رزرو كنيد در اين صورت انگيزه بيشتري براي ادامه داريد.
در هر زمان بيش از يك مهارت براي يادگيري در نظر داشته باشيد
از آنجايي كه زمان براي ما بسيار ارزشمند است تمايل ما بر اين است كه تمام وقت خود را براي كسب مهارت و يا تفريحي بگذاريم كه دوست داريم در آن بهتر باشيم. اما تقسيم كردن همين زمان و انرژي براي سه يا چهار حوزه مي تواند مغز شما را در چندين جهت توسعه دهد.
اين بدان معنا نيست كه شما بايد هر چهار چالش را با هم شروع كنيد، ممكن است مثلا در سال 95 شروع به يادگيري يك زبان جديد كرده باشيد و در سال جديد كلاس آواز خواندن را اضافه كنيد و سال ديگر چيز ديگري را امتحان كنيد. شما بايد بر اساس توانايي خود در مديريت فرآيندها به تدريج كارهاي جديد را اضافه نماييد.
سعي كنيد فعاليتهاي مختلف را امتحان كنيد. اگر چيزهاي جديد در حوزه هاي مختلف را امتحان كنيد مثلا يكي مرتبط با فعاليت فيزيكي، يكي به موسيقي و ديگري به يك كار هنري، مغز شما بهتر از زماني توسعه مي يابد كه مهارتهايي مربوط به يك زمينه مثلا نقاشي، طراحي و مجسمه سازي را بياموزيد.
اين ايده كه اين 6 راهكار مي توانند مانع از اختلال شناختي شوند هنوز بايد با تحقيقات علمي بيشتر بررسي شود. اما اين نظريه نياز به حداقل پنج دهه تحقيق داشته و ما به نتايج تحقيقات خوش بين هستيم.
ما هم تاييد مي كنيم كه صرف هزينه و زمان براي ياديگيري يك كار لاكچري (تشريفاتي) بوده كه هركسي از عهده آن بر نمي آيد و مخصوصا افراد وقتي به خاطر انجام كاري كه در حال حاضر در آن مهارت دارند از طرف محيط كار، افراد ديگر و ضمير نفس خود مورد تشويق قرار مي گيرند ديگر به دنبال كار ديگري نمي روند.
اما به نظر ما اولين در اولين مرحله بايد به خاطر داشته باشيد كه اين نوع سبك زندگي فقط در كوتاه مدت مي تواند خوب باشد اما در بلند مدت بسيار مخرب است. گام دوم يافتن راههايي براي امتحان كردن كارهاي مختلف و افزودن يك مهارت جديد به زندگي روزمره است. حتي فقط 10 دقيقه هم بهتر از هيچي است.