فريز كردن تخمك ها در سن پایین چه حسي دارد:

"من نمي خواستم با بيولوژي بدنم مبارزه كنم"

Jessie Kahnweiler، فيلم ساز 32 ساله اهل لوس آنجلس، هيچ گاه سعي در مخفي كاري موضوعات حساس و بحث برانگيز زندگي خود نداشته و پروژه آخر او نيز از اين اصل مستثني نيست: فريز كردن تخمك هايش.

او در مقاله آخريش همه چيز را با صراحت از احساساتش و فشارهايي كه بر روي خود در زمان يافتن فردي مناسب براي ازدواج احساس مي كرد گرفته تا تجربه هايي كه نهايتا منجر به تصميم گيري او براي اقدام به اين كار شد توضيح داده است.

او مي نويسد: تصميم براي اقدام به فريز كردن تخمك  هايم به تدريج اتفاق افتاد. پيشنهاد مي كنم: استرس نداشته باشيد. زندگي خود را بكنيد اما به اين مسئله هم توجه داشته باشيد.

اولويت اول زندگي خود باشيد

ايده فريز كردن تخمك هايش اولين بار وقتي به ذهنش رسيد كه پسري كه گهگاهي همديگر را مي ديدند به او گفت كه هيچ گاه دوست ندارد بچه داشته باشد. جسي سريعا پاسخ داد: "من هم همين طور. من به بچه احتياجي ندارم. فيلم هاي من بچه هاي من هستند." اما به گفته خودش، حقيقت اين بود كه بالاخره دوست داشت روزي همسر و خانواده اي داشته باشد."

اين براي ما زنان هميشه يك درگيري ذهني اجتماعي است كه دوست داريم بچه داشته باشيم اما نمي خواهيم خود را ديوانه بچه نشان داده و پسرها را با اين حرف از خود برانيم. اما من يك خانواده مي خواستم و اين را به تازگي متوجه شده بودم. من نمي خواستم در موقعيتي قرار گيرم كه مجبور به مبارزه با بيولوژي بدنم شوم. كاري بود كه مي توانستم انجام دهم پس چرا نبايد اين كار را مي كردم.

فشار زيادي هم بر روي خودم و هم نامزدم بود. جسي و نامزدش بعد از چندين ماه بحث كردن در اين باره از يكديگر جدا شدند و او شروع به كار كردن بر روي فيلمي به نام "دست انداز" كرد. اين مجموعه تلويزيوني در مورد زني تقريبا بيست ساله بود كه پذيرفته بود براي زني نازا و 40 ساله مادر رحم اجاره اي شود.

او مبجور شد براي اين پروژه با دهها زن حوالي چهل سال كه ناباروري را تجربه كرده بودند مصاحبه نمايد. برخي فرزند خواندگي را انتخاب كرده بودند، برخي چندين بار IVF انجام داده بودند، برخي ديگر نيز كلا از خير بچه گذشته بودند. اما همه آنها يك چيز مي گفتند:" كاش زماني كه جوانتر بوديم بيشتر مراقب اين مساله بوديم."

اين يعني اگر آنها تخمك خود رادر زماني كه جوانتر بودند فريز كرده بودند حالا مجبور به تحمل اين همه فشارهاي روحي و رواني و مالي براي درمانهاي ناباروري نبودند. اگرچه همه مي دانيم كه فريز كردن تخمك كار ساده اي نيست اما گزينه هاي بيشتري در بلند مدت در اختيار زنان قرار مي دهد. جسي مي گويد: من براي حرفه ام هر كاري حاضر بودم انجام دهم پس چرا براي خودم اين كار را نكنم."

اين تجربه كه چشمهاي او را باز كرده بود باعث شد تصميم به فريز كردن تخمك هايش بگيرد و يا اين كه حداقل در اين باره با يك پزشك مشورت نمايد.

يك دوره سخت در باروري

جسي شب قبل از اينكه به ملاقات پزشكش براي مشورت برود تا ديروقت در اينترنت مي گشت و فهرستي از سوالاتي كه مي توانست بپرسد تهيه نمود.

آيا اين عمل به تخمدانها آسيب مي رساند؟ خير. آيا شانس باردراي به صورت طبيعي را كاهش مي دهد؟ خير. آيا هورمونهايي كه تزريق ميشود غير قابل تحمل بوده و انسان را به مرز جنون مي رساند؟ خير.

او همچنين متوجه شد كه حتي تحصيل كرده ترين دوستانش نيز اطلاعات چنداني در اين باره ندارند. هنوز هم مخالفت هاي زيادي وجود داشت. برخي مي گفتند صبر كن با اين كار تخمدانهايت را از بين مي بري. ترس زيادي داشتم. نياز بود با اطرافيانم بيشتر در اين باره صحبت كنم.

تصميم گيري براي فريز كردن تخمكهايش براي جسي كار مشكلي بود چون نمي دانست كه تاثير گذاري هورمونها بر روي بدنش تا چه حد خواهد بود. او مي گويد: من بايد كلي آمپول هورموني زده و  مواد شيميايي وارد بدنم مي كردم و بايد اين كار را در زمان مشخصي چندين روز تكرار مي كردم. اين كار قطعا دردناك بود. به لحاظ احساسي نيز تجربه اي پر فراز و نشيب بود.

جسي مي گويد: تا دو هفته قبل از عمل فقط كراكر مي خوردم و شربت زنجفيل مي نوشيدم چون عصبي تر از آن بودم كه بتوانم غذا بخورم. من تصميم گرفتم آمپولها رو شبها قبل از خواب بزنم تا اگر هم علائمي داشت من در خواب باشم. زماني كه پزشك جسي اعلام كرد كه تخمكهايش براي بازيافت آماده است بايد نصف شب آمپولي مي زد كه تخمك گذاري را القاء مي كرد. و بالاخره اين كار را انجام داد.

بعد از آن احساس جراحت و خستگي داشت اما كمتر از دو هفته توانست از لحاظ فيزيكي به وضعيت قبلي اش باز گردد. او مي گويد: به لحاظ عاطفي احساس تهي بودن و ناراحتي داشتم اما در واقع اين احساس به خاطر هورمونها و خود تجربه امري طبيعي بود. اما بعد از مدتي به طرز فوق العاده اي احساس خوشحالي مي كردم چون بالاخره اين كار را كرده بودم و براي بدنم بسيار خوشنود بودم.

او همچنين بعد از اين عمل متوجه شد كه تا حد خوش شانس بوده است. او مي گويد: فريز كردن تخمك بار مالي زيادي دارد. خود من بدون كمك والدينم نمي توانستم اين كار را انجام دهم. من در اين عمل به جايگاهي كه در خانواده دارم پي بردم. من احساس برتري داشتم. در عين حال كمي هم از خانواده ام خجالت مي كشيدم. من چگونه توانستم پولي را كه پدر و مادرم به سختي در آورده بودند به اين راحتي از دست بدهم؟ جهان جمعيت زيادي دارد، آيا واقعا نيازي به فرزند من بود؟ چطور توانستم اين قدر خودخواه باشم؟

بعد از كمي احساسات ترديد آميز و دودلي او متوجه شد كه اين تصميم، تصميمي ساده و بدون خدشه نيست اما نهايتا او تصميم گرفتم كه فرزند خود را داشته باشد.

راه پيش رو

بعد از مدتي جسي مي توانست بگويد كه قطعا زندگي آزادانه تري نسبت به قبل دارد.او مي گويد:  من مي توانم حرفه خود را دنبال نمايم و ديگر تحت فشار نيستم كه سنم دارد بالا مي رود  و ممكن است ديگر بچه دار نشوم. من هم مثل مردها مي توانم اين مزيت را داشته باشم كه در سن بالاتري بچه دار شوم. اگر بخواهم در سن 45 سالگي بچه دار شوم، حالا شانس بالاتري براي اين كار دارم.

او قصد دارد همچنان بر روي فيلمهايش كار كند، به ثبات مالي بيشتري برسد و عاقبت زماني كه خودش مي خواهد كودكي به اين دنيا بياورد و نه زماني كه ساعت زيستي بدنش مي گويد.

جسي مي گويد: واكنش مادربزرگ 97 ساله ام به اين كار واقعا برايم جالب بود. او گفت: چه عالي حالا ديگر مجبور نيستي فقط براي بچه دار شدن با كسي ازداواج كني.

به گفته جسي اين بهترين تصميمي بوده است كه در تمام عمرش گرفته است. شايد من براي 10 سال تخمكم را فريز نگه دارم، شايد يك بچه را به فرزندي قبول كنم و مادر خوانده شوم و حتي شايد ترجيح بدهم به جاي بچه از يك گربه مراقبت كنم. ولي آنچه كه مهم است اين است كه حالا من يك زن تحصيل كرده با انتخابهاي بسيار هستم.