جدا شدن شبكيه

شبكيه ساختاري است در پشت چشم كه براي ديد بسيار مهم است. وقتي دو لايه شبكيه از هم جدا شوند، جدا شدن پرده شبكيه (RD) گفته ميشود. يك بيماري بسيار جدي چشم است و اگر سريعا درمان نشود مي تواند سبب نابينايي شود. با اين وجود، اگر سريع شناسايي و درمان شود، كه اغلب هم با جراحي است، براي برخي از انواع انفصالهاي شبكيه مي تواند دورنماي بسيار خوبي متصور شد.

شناخت شبكيه

نور وارد چشم شده و با لنزها (عدسي ها) بر روي شبكيه متمركز ميشود. شبكيه تصويري ايجاد مي كند كه سپس به عصب بينايي فرستاده ميشود اين عصب تصوير را به مغز انتقال مي دهد. اگر شبكيه آسيب ببيند يا در موقعيت درست نباشد، تصوير واضحي نمي تواند ايجاد شود.

شبكيه اساسا از دو  لايه تشكيل شده است. لايه داخلي از"سلولهاي بينايي" لايه استوانه ها و مخروطها ناميده ميشود. اين سلولها به نور واكنش نشان مي دهند و سيگنالهاي الكتريكي را به پايين به سمت فيبرهاي كوچك عصبي (كه در عصب بينايي جمع آوري ميشوند) به مغز مي فرستند. لايه خارجي- اپيتليوم پيگمانته شبكيه- لايه اي از سلولها در پشت لايه استوانه ها و مخروطها است. اين سولها به تغذيه و حمايت از لايه استوانه ها و مخروطها كمك مي كند.

  • سلولهاي مخروطي در ديدن رنگها و جزئيات ريز نقش دارند.
  • سلولهاي استوانه اي شما را قادر به ديدن سايه هاي خاكستري و درك جنبشها مي سازند.

لكه زرد (ماكيولا) (macula) منطقه اي كوچك اما حياتي در شبكيه در انتهاي چشم شما است. 5 ميلي متر قطر دارد. مركز ماكيولا، گودي(fovea) ناميده ميشود. ماكيولا بخشي از شبكيه است كه در آن تراكم سلولهاي بينايي مخصوصا سلولهاي مخروطي بيشتر است. ماكيولا مسئول ديد متمركز (مركزي) شما است. باقي مانده شبكيه مسئول ديد جانبي شما است.

مشيميه (choroid) لايه اي از بافت پشت شبكيه است كه حاوي رگهاي ريز خوني بسيار است. اين رگها به جذب اكسيژن و مواد غذايي در شبكيه كمك مي كند.

غشاء بروك (Bruch's membrane) يك پرده نازك است كه به شكل دادن مانعي بين مشميه و شبكيه كه بسيار حساس است كمك مي نمايد.

لايه خارجي چشم كه سفيد و ضخيم است صلبيه (sclera) نام دارد.

جداشدگي شبكيه چيست و چه چيزي عامل آن است؟

جداشدگي شبكيه (RD) زماني اتفاق مي افتد كه لايه داخلي سلولهاي استوانه اي و مخروطي از اپيتليوم پيگمانته شبكيه (RPE) جدا شود. اين اتفاق به سه شيوه متفاوت ممكن است انجام شود:

جداشدگي رگماتوژن شبكيه

نوعي RD است كه در نتيجه ايجاد سوراخ يا پارگي در شبكيه ايجاد ميشود. (رگما كه واژه اي يوناني است به معناي پارگي است). در اين صورت مايعي از مركز ژله اي مانند چشم (زجاجيه) بين سلولهاي استوانه اي و مخروطي و شبكيه و RPE جريان مي يابد و سبب جدا شدن (انفصال) اين دو لايه مي گردد. اين متداولترين نوع RD است.

توجه: ايجاد پارگي در شبكيه بسيار رايج است مخصوصا در افراد پير. اغلب پارگي ها در شبكيه به RD منجر نميشود اما برخي چرا.

پارگي شبكيه و در نتيجه ريسك ابتلا به RD در موارد زير افزايش مي يابد:

  • نزديك بيني (ميوپي). هر چه نزديك بيني بيشتر باشد ريسك RD بيشتر است.
  • برداشتن آب مرواريد. آب مرواريد به معناي ابري شدن لنزهاي چشم شماست. اگر زماني كه آب مرواريد برداشته ميشود لنزها جايگزين نشوند احتمال ايجاد RD بيشتر است.
  • جراحت (تروما) چشم. اين رايج ترين عامل در افراد جوان است.
  • ورزشهاي مشخصي از جمله بكس، پرش از ارتفاع و ديگر ورزشهاي تماسي ريسك RD را افزايش مي دهند.
  • سابقه RD. داشتن RD در يك چشم ايجاد RD در چشم ديگر را افزايش مي دهد.
  • نژاد. براي مثال، RD در يهودي ها رواج بيشتري داشته و در سياه پوستان بسيار نامتداول است.
  • افرادي كه سندروم مارفان دارند.
  • سن بالا. اغلب موارد RD در افراد بالاي 40 سال اتفاق مي افتد. با افزايش سن زجاجيه كوتاه شده كه سبب جدا شدن زجاجيه ميشود. اين اتفاق در افراد پير بسيار رايج است و مي تواند ريسك پاره شدن شبكيه شده و بنابراين RD را افزايش دهد. با اين وجود، RD امروزه هر چه بيشتر در كودكان به خاطر ورزشها و فعاليتهاي اوقات فراغتشان از جمله پين بال در حال افزايش است.

جداشدگي كششي شبكيه

التهاب مي تواند سبب بافت زخمگاه (بافت فيبروز) در سطح سلولهاي استوانه اي و مخروطي شود. اين بافت فيبروز به  زجاجيه چسبيده  مي تواند سلولهاي استوانه اي و مخروطي را به جلو هل دهد و سبب جدا شدن آنها از RPE شود. در شرايط مختلفي اين اتفاق ممكن است بيفتد. براي مثال، به عنوان عوارض بيماري چشم ديابت يا ديگر بيماري هاي نامتداول چشم.

جداشدگي اگزوداكتيو(Exudative) شبكيه

در اين نوع RD، مايع از رگهاي خوني به شبكيه و فضاي بين شبكيه و RPE تراوش مي كند. اين عارضه اي نامتداول از بيماريهاي مختلف است. براي مثال، فشار خون بسيار بالا، التهاب رگهاي خوني كوچك (vasculitis)، سرطانهاي خاص و اختلالات رگهاي خوني مشخص و نادر.

علائم جداشدگي شبكيه چيست؟

علائم احتمالي عبارتند از:

  • نورهاي خيره كننده. در ابتدا، ممكن است در ديدتان متوجه نورهاي خيره كننده شويد. از هر 10 نفر مبتلا به RD 6 نفر متوجه آن ميشوند و بيشتر در تاريكي و ديد جانبي مشهود است.
  • اشكال معلق. عموما به صورت يك يا چند نقطه متحرك در ديد ظاهر ميشود. گاهي مثل تارهاي عنكبوت يا اشكال منحني/ دايره اي شكل به نظر مي رسند. وجود اشكال معلق در ديد الزاما به معناي وجود RD در شما نيست چون وجود آنها بسيار رايج بوده و اغلب اهميتي ندارد. با اين وجود، نوع اشكال معلقي كه شما تجربه مي كنيد به تعيين اينكه اهيمت دارند يا خير كمك مي نمايد. به عنوان يك قانون عمومي، وجود هر گونه شيء معلق جديد را در ديدتان به پزشك يا بينايي سنج خود گزارش دهيد. مخصوصا اگر علاوه بر اشياء معلق احساس وجود نور خيره كننده داشتيد سريعا به پزشك خود مراجعه نمائيد.
  • افت بينايي. ممكن است متوجه سايه هايي در ديد جانبي، تاري ديد يا افت بينايي مثل افتادن پرده اي جلوي چشمتان شويد.
  • بدون علائم. گاها RD يا پارگي در شبكيه در معاينات معمول چشم شناسايي ميشود.

اگر هر يك از اين علائم را داشتيد بايد سريعا به پزشك مراجعه نمائيد. اگر تشخيص RD باشد هر چه سريعتر درمان شود، نتيجه بهتر خواهد بود.

آيا عوارضي دارد؟

اگر RD درمان نشود، مي تواند منجر به نابينايي يا افت ديد قابل توجه شود.

چگونه مي توان جداشدگي شبكيه را تشخيص داد؟

يك متخصص چشم با استفاده از يك لامپ مخصوص و نگاه كردن به انتهاي چشم مي تواند RD را شناسايي كند. يك متخصص همچنين مي تواند ديد شما را كنترل كند. اگر پزشك عمومي شما به RD از روي علائمتان يا معاينه مظنون شد، بايد سريعا به يك متخصص چشم ارجاع داده شويد تا تشخيص تاييد شده و براي درمان اقدام شود. ممكن است متخصص لازم بداند كه براي باز نگه داشتن (اتساع) مردمك در چشمتان قطره بريزيد تا بتواند شبكيه را به درستي ببيند. اين قطره ها ممكن است سبب تار شدن موقت ديدتان شود كه در عرض چند ساعت رفع ميشود.

معمولا براي تشخيص RD نيازي به آزمايش ديگري نيست مگر اينكه پزشك نتواند به خوبي داخل چشم شما را ببيند. براي مثال، اگر در چشمتان در جلوي لنزها غباري وجود داشته باشد (آب مرواريد). در اين صورت ممكن است براي شما اسكن مافوق صوت انجام شود.