دورنمايي از ADHD

دورنمايي از ADHD

حفظ توجه آنها

           

اختلال كم تجهي – بيش فعالي يا ADHD، زماني يك مشكل محسوب ميشد كه كودكان به آن عادت كرده اند. اگر اين عادات را كنار نمي گذاشتند، والدين اغلب به خاطر تربيت بد مقصر شناخته ميشدند. اما محققان دريافتند كه ADHD يك اختلال واقعي است كه ريشه در رشد مغز دارد. امروزه درمانهاي موثري وجود دارند و محققان به پيشرفت در شناخت علل ADHD و همچنين ايجاد راههايي براي شناخت و درمان آن ادامه مي دهند.

بسياري از افراد گهگاهي حرفهايي مي زنند كه حقيقتا قصد گفتن آن را نداشتند، يا از كاري به كار ديگر مي پرند، يا بي نظم و فراموش كار مي شوند. اما افراد مبتلا به ADHD مشكلات جدي تري دارند كه با مدرسه، كار و زندگي خانوادگيشان تداخل ايجاد مي نمايد. آنها نمي توانند تمركز خود را حفظ كنند، در كنترل رفتار خود مشكل دارند، و فعاليت بسيار بالايي دارند.

 

يك عامل كليدي در تشخيص ADHD اين است كه علائم به كودك آسيب مي رساند. كودكان مبتلا به ADHD اغلب در مدرسه درگيري دارند و 

 

علائم مي تواند به زندگي خانوادگي كودك و رابطه او با همسالانش آسيب برساند.

 

در اغلب موارد اين اختلال در سن 7 سالگي شروع مي شود. ADHD در بزرگسالان هم ممكن است تشخيص داده شود اما مشكل مي توان گفت ا

ين اختلال در آنها حقيقتا از كودكي شروع شده است يا خير. ممكن است در كودكي علائم آنها تشخيص داده نشده باشد.

علل ADHD كاملا شناخته شده نيستند اما ژنها نقش دارند. ADHD يكي از موروثي ترين مشكلات سلامت ذهني كودكان است و در 70 تا 80 درصد علت آن فاكتورهاي ژني وراثتي هستند.

اما مشكل مي توان گفت چه ژنهايي تاثير گذار هستند. در ADHD  همانند اغلب اختلالات رواني، به نظر مي رسد ژنهاي زيادي دخيلند كه

 هر يك نقشي جزئي بر عهده دارند. حداقل رابطه 20 ژن با ADHD شناسايي شده است. اغلب اين تنوع هاي ژنتيكي در عموم جمعيت ديده ميشوند اما در مبتلايان به ADHD كمي متداول تر هستند.

عوامل محيطي نيز همانند تقريبا همه مشكلات سلامت ذهني كودكان، تاثير گذار هستند. ADHD تركيبي است پيچيده از عوامل ژنتيكي و عوامل زيست محيطي و تقابل بين آنها.

مادراني كه در طول بارداري سيگار مي كشيده اند و يا در طول بارداري مقادير زيادي الكل مصرف كرده اند احتمال اين كه فرزندي مبتلا به ADHD داشته باشند بيشتر است. قرار داشتن در معرض سرب نيز تا حد زيادي علائم ADHD  را افزايش مي دهد و برخي شواهد نشان مي دهند كه برخي از افزودني هاي خوراكي نيز تاثيري جزئي دارند.

برخي از تصاوير مغزي نشان داده اند كه چگونه ADHD آشكار ميشود. در كودكان مبتلا به ADHD رشد در برخي از مناطق مغز به صورت ميانگين از سه تا 6 سال به تاخير مي افتد. اين تاخير بيشتر در منطقه اي است كه در ايجاد تمركز، كار كردن در ازاي پاداش و برنامه ريزي و كارهاي ديگر نقش دارد و در برخي از كودكان، اين قسمت از مغز- قشر پيشين-تا سن 7 يا 8 سالگي كاملا رشد پيدا مي كند. اما در كودكان مبتلا به ADHD بين سنين 10 تا 13 سالگي رشد كامل ميشود.

اين تاخير ممكن است به سن نوجواني منتقل شود. ما مي دانيم كه تغييراتي در ساختار و عملكرد مغز در مبتلايان به ADHD مي تواند تا سالهاي نوجواني و حتي بيشتر ادامه داشته باشد.

دانشمندان همچنين به بينشي در مورد ساختار شيميايي مغز در مبتلايان به ADHD دست يافته اند. يكي از مواد شيميايي اصلي مغز كه به نظر مختل ميشود دوپامين است. طبقه اصلي دارويي كه براي درمان ADHD استفاده ميشود داروهای محرک مغزی روانی ناميده ميشوندكه عملكرد آنها از طريق افزايش سطح دوپامين در مغز است. ديگر مواد شيميايي نيز به ADHD ربط دارند و داروهاي جديدي براي تحريك آنها موجود هستند. آنچه كه در همه اين مواد شيميايي مشترك است اين است كه سلولهاي مغز از آنها براي برقراري ارتباط با يكديگر استفاده مي كنند.

داروها مي توانند علائم را در موارد متوسط تا حتي شديد كنترل كنند. گاهي از رفتار درماني يا روان درماني نيز استفاده ميشود در يك تحقيق مشخص شد كه درمانهاي رفتاري در تركيب با دارو بسيار موثر تر از استفاده از هر يك از روشها به تنهايي است.

در كودكاني كه ADHD در تركيب با ديگر مشكلات سلامت ذهن وجود دارد بهتر است بيشتر از رفتاردرماني استفاده شود.

كارشناسان سلامت ذهن  مي توانند به والدين كمك كرده تا كمتر حالت انتقادي داشته و نااميد شوند. كودكان زماني كه والدين بر روي آنها قضاوت نكنند بهتر مي توانند رفتار كنند. جلسات مشاوره و آموزش براي خانواده اهميت دارند تا خانواده بفهمد چه چيزي هايي كمك كننده است و اينكه مدرسه چه كاري مي تواند برايشان انجام دهد.

مدارس مي توانند كمك به سزايي براي كودكان مبتلا به ADHD باشند. براي موارد خفيف نشاندن كودك در رديف اول بسيار مي تواند كمك كننده باشد.  معلمان مي توانند زماني كه كودك حواسش پرت است با اشاره كردن به او كمك كنند. گاهي يك راهنمايي كوچك با آرامش مي تواند به كودك كمك كند خود را اصلاح نمايد.

در برخي كودكان، علائم ADHD با افزايش سن از بين مي رود اما برخي ديگر ممكن است همچنان با مشكلاتي مواجه باشند. در يك تحقيق اخيرا مشخص شد كه بزرگسالان مبتلا به ADHD نرخ بالاتري در طلاق، بيكاري، سوء مصرف مواد و معلوليت دارند. اگرچه بسياري از بزرگسالان مبتلا به ADHD براي اختلالات ديگر ذهني و يا سوء مصرف مواد درمان دريافت مي كنند اما براي درمان علائم ADHD كمتر مورد درمان قرار مي گيرند.

امروزه محققان از تصاوير مغزي براي مقايسه مغز بزرگسالاني كه از ADHD بهبود يافته اند با كساني كه هرگز نتوانستند بهبود بيابند استفاده كردند. ما در تلاشيم بفهميم كه چرا ADHD چنين نتايج متغيري دارد.  اگر 100 كودك مبتلا به ADHD را انتخاب كرده و عملكرد آنها را در بزرگسالي بررسي كنيد خواهيد ديد برخي كاملا خوب شده اند، برخي اصلا تغييري نكرده اند و بيشتر آنها چيزي بين اين دو هستند. دانشمندان به دنبال اساس مغز براي نتايج متغير هستند.

دانشمندان  دنبال علل ريشه اي ADHD را بررسي مي كنند. آنها همچنين به دنبال بسياري از جنبه هاي ديگر ADHD نيز هستند مثلا اينكه چگونه درمانها در كودكي بر نتايج بلند مدت تاثير مي گذارد. برخي محققان ديگر سعي دارند رابطه اي ميان تفاوتهاي ژنتيكي و نحوه رشد مغز در ADHD بيابند. البته هدف نهايي يافتن راههاي بهتر براي تشخيص و درمان اين اختلال است.

اما در حال حاضر نيز درمانهاي موثري براي ADHD وجود دارند. اگر تصور مي كنيد كودك شما چنين مشكلي دارد حتما به پزشك مراجعه نمائيد.

انتخابهاي آگاهانه

علائم ADHD

اگر رفتارهاي زير در زندگي كودك شما مشكلاتي ايجاد كرده است بهتر است تحت معاينه دقيق و تشخيص يك پزشك قرار گيرد . علائم رايج ADHD عبارتند از:

احساس ناآرامي،  اغلب به شكل بي قراري و تكان دادن دسستها و پاها و يا وول زدن در جاي نشسته

دويدن، بالا رفتن از صندلي و يا ترك كردن آن در زماني كه نشستن و رفتار سكوت انتظار مي رود.

جواب دادن قبل از اتمام سوالات

مشكل داشتن در ايستادن در صف و منتظر نوبت شدن

از دست دادن تمركز به راحتي با صداها و تصاوير نامرتبط

ناتواني در تمركز به جزئيات و انجام خطا از روي بي دقتي

به ندرت مي تواند دستورالعملها را پيروي كرده و به پايان برساند.

اسباب بازي ها و يا مداد و دفترها و ابزارهاي مورد نياز براي انجام تكاليفش را گم و يا فراموش مي كند.

اغلب از يك فعاليت ناتمام به سراغ يك فعاليت ديگر مي رود.