فراز و نشيبهاي غير طبيعي

 
نوسانات عاطفي بيش از اندازه در اختلال دوقطبي

doghotbi 
همه افراد در برخي از روزها احساس خوشحالي كرده و پرانرژي هستند و برعكس در برخي روزها نه. اما اگر اين تغيير حالات براي يك هفته يا بيشتر باقي بماند و جدي شود، خوابيدن، متمركز ماندن و سركار رفتن برايتان مشكل ميشود و مي تواند نشانه اي از اختلال دوقطبي باشد. اختلال دوقطبي نه تنها مي تواند به روابط فرد آسيب برساند بلكه درس خواندن و كار پيدا كردن را هم براي فرد مشكل ساخته و مي تواند خطرناك باشد.
اختلال دوقطبي كه بيماري افسردگي-شيدايي نيز ناميده ميشود عبارت است از تغييرات شديد در خلف، رفتار و انرژي. اين دوره هاي احساسي ممكن است يك يا دو هفته و حتي گاهي بيشر طول بكشد و علائم هم ممكن است از يك روز تا بيشتر روزهاي سال ادامه داشته باشد.
گاهي مبتلايان به اختلال دو قطبي بسيار غمگين شده و از فعاليتشان كاسته ميشود. آنها در تمركز مشكل داشته، چيزها را فراموش كرده و به فعاليتهاي سرگرم كننده علاقه چنداني نشان نمي دهند. آنها ممكن است سعي كنند به خود آسيب رسانده و يا حتي خودكشي نمايند. اين افسردگي نام دارد.
افراد مبتلا به اختلالات دو قطبي همچنين دوره هايي از خوشحالي غيرطبيعي دارند. آنها در برخي روزها انرژي بيش از اندازه داشته و فعاليت غيرطبيعي دارند. آنها واكنش پذير شده و ريسكهاي بزرگي انجام مي دهند. ممكن است در آن روزها كارهايي انجام دهند كه كار، همسر و يا همه پول خود را از دست بدهند. اين شيدايي (جنون) ناميده ميشود. آنها در آن لحظه به عاقبت كار و رفتارهاي خود نمي انديشند. يا گاهي مي دانند عاقبت كار چيست اما توجهي به آن نمي كنند.


اختلال دوقطبي نسبتا رايج است اما نمي توان دقيقا گفت كه تا چه حد شيوع دارد. بيماريهاي مختلفي وجود دارند كه علائمي مشابه اختلال دوقطبي دارند اما نوسانات جدي كمتري دارند. محققان برآورد كرده اند كه در كشورهاي توسعه يافته نظير آمريكا در هر سال 6 ميليون نفر به اين اختلال مبتلا ميشوند.
كودكان و نوجوانان نيز ممكن است به اختلال دوقطبي مبتلا شوند. اخيرا شناسايي بيش از اندازه اين بيماري در نوجوانان به اين بحث منجر شده است كه آيا كودكان با حاسيت پذيري بيش ازا ندازه بدون دورهاي آشكار شيدايي با اختلال دوقطبي اشتباه گرفته نشده اند؟ در واقع بحثي در اين نيست كه اختلال دوقطبي در كودكان وجود دارد. آنچه كه مورد بحث است رواج آن است. اما خط نهايي اين است كه هر كودكي كه اختلال دوقطبي در آن تشخيص داده شود احتياج به كمك دارد.
محققان بينش جديدي در مورد ناهنجاري كه در مغز مبتلايان به اختلال دوقطبي ايجاد ميشود بدست آورده اند. براي مثال، مبتلايان به اين اختلال به نظر شيوه هاي مختلفي براي درك احساسات در صورت اطرافيانشان دارند. چيزي كه به نظر دراختلال دوقطبي نقش دارد بخشي در عمق مغز بهنام آميگدال است. آميگدال به ما مي گويد كه چه چيزي در محيط اطراف ما به لحاظ احساسي اهميت دارد. به نظر اين بخش در مبتلايان به اختلال دوقطبي هم د ركودكان و هم د ركودكان به گونه متفاوتي عمل مي كند. در اين افراد فعاليت در آميگدال در واكنش به محركهاي احساسي در محيط افزايش مي يابد.
دانشمندان همچنين سرنخ هايي در ژن ها يافته اند. بيش از 50 سال است كه آنها دريافته اند كه بيشترين علت ابتلا به اختلال دوقطبي ژن ها هستند. اما تعيين اين ژن ها كار مشكلي است.
دانشمندان با تحقيق بر روي دوقلوهاي همسان دريافتند كه اختلال دوقطبي تا حد زيادي ارثي است. اگر يكي از قل ها مبتلا به اختلال دوقطبي باشد، قل ديگر نيز كه همان DNA را به ارث برده است 60 تا 80 درصد مبتلا ميشود. دوقلوهاي غير همسان كه فقط نيمي از محتواي DNA مشترك دارند فقط 20 درصد احتمال دارد كه مبتلا باشند.اين نشان مي دهد كه حدودا دو سوم ريسك ابتلا به اين بيماري را مي توان با ژنها توضيح داد.
دانشمندان براي پيدا كردن تنوعات و تفاوتهاي كوچك ژنتيكي، ژنومهاي افراد مبتلا به اختلال دوقطبي و سالم را با هم مقايسه كرده اند.
آنها  3 يا 4 ژن را كه به اختلال دوقطبي مربوط ميشوند را كشف كرده اند. اما ژنهايي كه محققان كشف كرد ه اند روي هم رفته خطر ابتلا به اختلال را فقط 10 تا 20 درصد افزايش مي دهند. بنابراين ژنهاي بسيار ديگري نيز بايد دخيل باشند.
اگر دانشمندان بتوانند تغييرات ژنتيكي را شناسايي كنند كه به اختلال دوقطبي منجر ميشود، عاقبت خواهند توانست آزمايشات دقيق تري يا درمانهاي بهتري براي اين اختلال طراحي كنند.
محققان همچنين ممكن است بتوانند راههايي براي كم كردن ريسك ابتلا به اختلال دوقطبي كشف كنند. حتي در قلوهاي همساني كه ژنهاي مشابهاي دارند يك سوم به اين بيماري مبتلا نميشوند كه علت آن نيز هنوز معلوم نيست. شايد تجربيات زندگي و يا فاكتورهاي غيرژنتيكي ديگر نيز نقش داشته باشد. اما ما هنوز درك درستي از آنها نداريم.
اگرچه هنوز درماني براي اختلال دوقطبي وجود ندارد، اما درماني براي كمك به پيشگيري و كنترل علائم آن وجود دارد. انواع مختلفي از داروها و همچنين گفتگو درماني مي توانند كمك كننده باشند.
اگر فكر مي كنيد خود يا يكي از افراد خانواده تان مبتلا به اختلال دوقطبي هستيد، براي ارزابي به پزشك خود مراجعه نماييد. هر چه زودتر كمك بگيريد بهتر است. نيازي نيست كه از همان اول به روان پزشك مراجعه نماييد. همان پزشك عمومي براي شروع كافي است.
اگر مشخص شد كه مبتلا به اختلال دوقطبي هستيد سعي كنيد تا جاي ممكن اطلاعات خود را در مورد اين بيماري افزايش دهيد. شما به عنوان بيمار مي توانيد مسئوليت بيماريتان را خود بر عهده بگيريد و بايد هر كاري مي توانيد براي خوب شدن تان انجام دهيد.  دانشمندان رسم نمودار احساس و رهگيري هر آنچه كه سبب تحريك دوره ها ميشود و ارزيابي ميزان تاثير گذاري داروها توسط خودتان را پيشنهاد مي كنند.  نمودار احساسات مي تواند به شما و پزشك شما در طراحي يك برنامه درماني موثرتر كمك نمايد.
حمايت دوستان و خانواده بسيار ميتواند كمك كننده باشد. آنها مي توانند ياد بگيرند كه علائم شروع دوره را شناخته و در زمان ديدن علائم هشدار دهنده چه كارهايي بايد انجام دهند.
صبور باشيد. اغلب افراد نااميد ميشوند. داروهايي از اين دست يك شبه جواب نمي دهند. كنترل علائم ممكن است چند هفته و تثبيت حقيقي اختلال حتي چند ماه طول بكشد. بنابراين به برنامه خود بچسبيد و با پزشك خود در تماس باشيد.
از كمك گرفتن خجالت نكشيد. با درمان مي توانيد زندگي موفقي داشته باشيد.
پيشنهادهاي آگاهانه
برخورد با اختلال دوقطبي

اگر مبتلا به اختلال دوقطبي هستيد، درمان را شروع كنيد و آن را رها نكنيد. در زير نكاتي در اين باره آورده شده است.
•    در مورد درمان با پزشك خودمشورت كنيد.
•    داروهاي خود را قطع نكنيد.
•    براي خوردن و خوابيدن برنامه داشته باشيد.
•    خواب كافي داشته باشيد.
•    ياد بگيريد كه نوسانات احساسي خود را بشناسيد.
•    از يك دوست يا آشنا بخواهيد در پايبندي تان به درمان به شما كمك نمايد.
•    صبور باشيد. بهبود شما زمان لازم دارد.
•    براي احساسات خود يك نمودار تهيه كنيد تا بتوانيد حدس بزنيد كه چه چيزهاي سبب تحريك دوره هاي شيدايي شده و چه داروهايي مي توانند موثر باشند.
اگر فكر آسيب زدن به خود را در ذهن داريد با يك پزشك مشورت كنيد يا با اورژانس 115 تماس بگيريد. اگر با كسي مواجه شديد كه قصد خودكشي دارد او را تنها نگذاريد.